” علم بهتر است یا ثروت؟”


یادداشت: علی اسکندرپور ( هادی)-

به نظر بنده ” بینش، دانش، بصیرت ما و شناخت عصری که در آن می زیم” ، در برداشتمان از مسائل کمک شایانی به ما میکند تا درک صحیحی از مسائل پیرامون خود داشته باشیم.

در طول تاریخ این سخن که ” هدف وسیله را توجیه می کند” در نزد آنان که به ثروت اندوزی روی آورده اند و احتمالا از برخی اخلاقیات نیک انسانی به خاطر صِرف هدف، عبور کرده اند موجب شده تا ثروت و ثروت اندوزی تا حدودی توسط عوام و یا حتی برخی عالمان نکوهش شده و فرد ثروتمند آنچنان جایگاه انسانی مورد پسند در جامعه را نداشته باشد. ولی همین سخن در نزد اکثر آنان که به کسب علم روی آورده اند شکل دیگری داشته و کسب علم با هر وسیله و پیش فکری برای آنان مورد پسند نبوده و ابزار کسب علم برای آنها همراه با اخلاقیات نیک انسانی و در این راستا بوده است.

توجه به این نکته که در طول تاریخ ” ثروت” در چه زمینه هایی مورد استفاده قرار گرفته و یا دست چه کسانی بوده( افراد ثروتمند برای ثروتی که دارد آنقدر تحویل گرفته می شوند و مورد توجه قرار می گیرند که از پرورش سایر بخش های وجودی خویش غافل می ماند پس در نتیجه آن، ویژگی های بارزی مانند غرور ، تکبر، خودخواهی، فخر فروشی ، حق را با ثروت نا حق کردن و همچنین ظلم را به خود می گیردند و در درون خود نهادینه می کنند که به طبع آن شیوه استفاده از ثروت نیز تحت تاثیر آن خو ها قرار گرفته و در راه مورد پسند انسانی صرف نمی شود) و علم در کدام زمینه ها مورد استفاده قرار گرفته و توسط چه کسانی ارائه شده ( افراد عالم که به وسیله علم خویش در خدمت بشر بوده اند و در راستای امورات مختلف از جمله سلامت جسمانی، سلامت روانی و در کل تسهیل امورات آنان گام برداشته اند) نوعی پیش اندیشه ای در نزد عوام ایجاد کرده است که علم بهتر از ثروت باشد. که این قضاوت با ظهور عصر شبه مدرن که ارزشهای انسانی در آن رنگ باخته، تعریف دیگری در نزد عوام به خود گرفته است. و همچنین سرنوشت کسب ثروت و داشتن آن (ما در جوانی سلامت خود را فدای کسب ثروت می کنیم و در پیری ثروت خویش را صرف کسب سلامت و یا به دلیل توجه بیش از حد به ثروت از نیاز واقعی خود که همان تعالی هست و روان انسان را ارضا میکند غافل می شویم چرا که این احساس موفقیت یعنی کسب ثروت سطحی بوده و از عمق پوست ما فراتر نمی رود و در نتیجه به دلیل عدم تامین نیاز واقعی خود با دلخوری فراوان به جهان می نگیریم) نیز در زمینه سنجش این دو مقوله تاثیر بسزایی داشته است.

اما واقعیت چیست؟
با قرار دادن اطلاعات و ضد اطلاعات در کنار هم و شناخت و تجزیه و تحلیل واقعی لایه های احاطه مسائل، می شود بر آنها چیره شد و به لایه های درونی موارد رسید و در نهایت با خلق تعاریف و مفاهیم جدید به واقعیت مطلب و درک صحیح از آن موضوع رسید.

مگر نه آنکه سلاح های پیشرفته شیمیایی، اتمی و اسلحه ها توسط همین علم به وجود آمده؟ مگر نه آنکه می شود با ثروت دست نیازمندی را گرفت و او را خوشحال کرد، محبت خرید، عشق خرید، انسانیت خرید و شرافت داشت و گاه ابزاری هست برای زود رسیدن به هدف ها و به تعبیری خریدن زمان؟ و گاه این دو می توانند مکمل یکدیگر بوده و در خدمت بشر باشند.

آری علم و ثروت هر دو هم خیلی خطرناک هستند هم خیلی مفید به تعبیری می شود گفت مهم این است که این دو ابزار دست چه کسی یا کسانی باشد؟ دست انسان سطحی که نتوانسته بر آرزوهای حیوانیش که تابعی از غرایز اوست فائق آید( طبیعیست که اینچنین انسانی با رویکرد نا صحیح نتواند نه تنها از ثروت که از علم نیز به نحو صحیح بهره مند شود: به گونه ای که در عصر شبه مدرن کنونی با پدیده صلاح مدرن در دستان انسان غیر مدرن مواجه شده ایم که خطر جدی برای بشریت و جوامع می باشد) و یا دست افراد متعالی باشد که جان حیوانیشان را در خدمت و پیروی از آرزوهای انسانی خویش که ریشه در ذات نیک خود درآورده، باشد( که قطعا اینچنین انسانی اگر ثروت و یا علم بی نهایتی داشته باشد در راستای خدمت به بشر و جامعه هزینه می کند).

پایان/

پیگیری هشترود نیوز Twitter , Facebook. آگاه سازی از بروز رسانی با  RSS 

نوشته شده توسط مدیریت سایت در پنج شنبه, 20 دی 1397 ساعت 9:31 ب.ظ

دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.