تقدیم به روح پاک معلم دبستان سمیه “رباب رمضانی”

هشترود نیوز،

معلم با آن فریاد سختش مرا در فراسوی زمان برد . ای کاش می توانستم دو دوتایش را پاسخ دهم ؛ معلّمم گلودرد دارد …….خداوندا مرا ببخشاید ؛ ای کاش پاسخش دودوتایش را می دانستم…..

ای معلّم اینجا تقدیری نیست ،، صدایی نیست ، آری ،، آری ،، تنها هم درد تو آن دود گچ های رنگی بود ….. آری آن گچ از من بهتر است ، وقتی من جواب دودوتایت را نمی دانستم آشکارا تو را می آزردم ولی افسوس ، افسوس که آن دوده گچ تو را نهان آزار داد ……

آنجا که عشق است معلم نیز هست و آنجا که نفس از باده گلوی علم می دمد معلّم آشکار است……. معلّم من عشق را در تو دیده ام … پشت نیمکت های چوبی ، پشت آن گچ که از آن خاطره ها می دارم و لابلای آن سوال های سخت امتحانی …… ای معلّم اینجا هوا تاریک است. اینجا « شب » است که چیره شده ؛ به جای تو دارند سی دی و اینترنت می آورند ……. اینجا بعض سوالها جواب ندارد معلّم من :

ای آسمانی ترین ستاره هستی

 

با تو…

با تو…

به حقیقت رسیدیم!!

 

روحت شاد.

 

مکانت جنت هست صد البته.

 

پیگیری هشترود نیوز Twitter , Facebook. آگاه سازی از بروز رسانی با  RSS 

نوشته شده توسط مدیریت سایت در شنبه, 01 مهر 1396 ساعت 12:51 ب.ظ

دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.