علائم ظهور امام مهدی (عج) را بخوانید

هشترود نیوز –

خروج سفیانی از علائم حتمیه که ۱۵ ماه به خروج قائم قیام میکند و یکروز هم اضافه نمی شود “

امام صادق (ع):‌ از نخستين روزيكه سفياني خروج مي كند تا روزي كه حكم مي راند ۶ ماه  تمام است. سپس ۹ ماه تمام حكم مي راند و حتي يكروز هم بر آن اضافه نمي شود. هنگاميكه اين امر تحقق يافت بسوي ما بشتابيد .

منابع

روزگار رهايي ص ۱۱۲۹ و ۱۱۳۰                     بحار الانوار ج ۵۲ – ص ۲۴۸

غيب نعماني ص ۱۶۲

امام صادق (ع) :‌ هنگاميكه سفياني بر ۵ منطقه ( دمشق، ‌حمص،‌ حلب،‌ اردن و قنسرين ) تسلط يابد ۹ ماه براي او بشماريد.

منابع

روزگار رهايي ص ۱۱۲۹                       غيبت نعماني ص 163

بشارت السلام ص 122                          الزم الناصب ص 180

غيبت شيخ طوسي ص 283                     بحار الانوار ج 52 – ص 206

امام صادق علیه السلام : خروج سفیانی از امور حتمی است. و خروج او در ماه رجب بوده از آغاز خروج تا پایان عمرش ۱۵ ماه است. ۶ ماه تمام جنگ می کند هنگامیکه بر مناطق ۵گانه تسلط پیدا کرد ۹ ماه حکومت می کند و یک روز هم اضافه نمی شود.( مناطق ۵ گانه : دمشق- حمص- اردن- حلب- قنسرین)

منابع

   عصر ظهور علی کورانی – ص ۱۲۴                             غیبت نعمانی – ص ۱۶۰روزگار رهایی – ص ۱۲۹                                          بشارت الاسلام ص ۹۷   بحار الانوار ج ۵۲- ص ۲۴۸ و ۴۴۸                              منتخب الاثر  ص ۴۵۷

– – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – — – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – –

امام زین العابدین (ع) : امر قائم (عج) از سوی خداوند حتمی است و امر سفیانی نیز از جانب خداوند قطعی می باشد و قائم ظهور نمی کند مگر پس از آمدن سفیانی.

منابع

بحار الانوار ج ۵۳ – ص ۱۸۲                       عصر ظهور علی کورانی ص ۱۱۵

– – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – — – – – – – – – – – – – – – – – — – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – –

۱- مشخصات سفیانی :

 نام . نام خانوادگی. کشور. شهر. منطقه. چهره و …

علی علیه السلام  :  فرزند هند جگر خوار از وادی یابس ( دره  خشک) خروج می کند او مردی است چهار شانه و بد قیافه دارای سری بزرگ..  بر صورت او اثر آبله پیداست وقتی او را می بینی می پنداری که یک چشم دارد نامش عثمان و پدرش عنبسه است. او از فرزندان ابوسفیان است وارد سرزمین قرار و معین (شام) می شود و بر بالای منبر آنجا قرار می گیرد.

منابع

  بحار الانوار ج ۵۲ – ص ۲۰۵               عصر ظهور علی کورانی ص ۱۱۶ و ۱۲۶کمال الدین ج ۲ ص ۶۵۱                      امام مهدی – سید کاظم قزوینی ص ۳۲۲تحفه المهدیه سید حسین عرب باقی ج ۲ ص ۱۴۳

امام باقر(ع) :

سفیانی سرخ رو و زرد مو و زاغ چشم است. بندگی نکرده است خدا را هرگز.

منابع

نوائب الدهور ج ۲ – ص ۳۹۴غیبت نعمانی ص ۱۶۵امام مهدی ص ۴۵۹

غیبت طوسی ص ۲۷۸

عصر ظهور – علی کورانی ص ۱۱۸

بحار الانوار ج ۵۲ ص ۳۵۴

رسول اکرم (ص) : مردی از دل دمشق خروج میکند که به او سفیانی می گویند و همه ی پیروانش از نژاد کلب هستند.بقدردی خون می ریزد که نوبت به شکافتن شکم زنان و سربریدن کودکان می رسد. تیره قیس در برابرش قیام می کنند. همه را می کشد و کسی نمی تواند از خود دفاع کند. آنگاه مردی از تبار من در حرم خروج می کند. این خبر به سفیانی می رسد. سپاهی را برای رویارویی بسوی او می فرستد چون این سپاه به سرزمین بیداء ( وسط مکه و مدینه) میرسند زمین همه ی آنها را فرو می برد که گزارش گری نمیماند.

منابع

روزگار رهایی ص ۱۰۸۲                              بحار الانوار ج ۵۲ – ص ۱۸۶بشارت السلام ص ۲۱ و ۱۰۶ و ۲۷۶                 الام المهدی ص ۲۲۳ الزام الناصب ص ۱۷۹                                   منتخب الاثر ص ۴۵۸ الملاحم و الفتن  ص ۱۲۳                               الحاوی و للفتاوی ج ۲ – ص ۱۵۹

امام صادق (ع) : …….. سفیانی سیمایش سرخ . چشمهایش زاغ . موهایش زرد. کاسه ی سرش سترگ. کتفهایش چهار شانه. صورتش درشت و خشن است. و در صورتش آثار آبله است. هنگامیکه او را ببینی او را کور می پنداری ولی او کور نیست بلکه در مردمک چشم او نقطه ی سفیدی است. و او پلیدترین مخلوق روی زمین است که لحظه ای خدای را نپرستیده است و مکه و مدینه را هرگز ندیده است.

منابع

         روزگار رهایی ص ۱۱۱۴                             اعلام الوری ص ۴۲۸بحار الانوار چ ۵۲ ص ۲۰۶                          الزام الناصب ص ۱۷۹          منتخب الاثر ص ۴۵۸                                  غیبت نعمانی ص ۱۶۴          بشارت الاسلام ص ۱۰۶                               اسعاف الراغبین ص ۱۳۸

امام صادق (ع) :‌ اگر سفياني را ببيني او را پليدترين مردمان مي يابي كه چهره اي گلگون ،‌ چشماني كبود،‌ و موهاي زرد دارد و بانگ مي زند. اول انتقام و وانگهي آتش. او بقدري خبيث است كه همسر و مادر و بچه هايش را زنده بگور مي كند تا مخفيگاه او را به كسي نگويند!

منابع

روزگار رهايي ص ۱۰۸۴

بحار الانوار ج ۵۲ – ص ۲۰۶

الزام الناصب ص ۱۸۰

الملاحم و الفتن ص ۱۲۳

غيبت نعماني ص ۱۶۴

نوائب الدهور و علائم الظهور ج ۳ ص ۵۸

امام باقر (ع) : سفیانی از فرزندان خالد پسر یزید پسر ابوسفیان … مردیست با سر درشت و چهره آبله گون ئر چشمش نقطه ای سفید است. او از ناحیه ای از شهر دمشق . وادی یابس (دره خشک) نامیده می شود با هفت نفر که یکی از آنان پرچم درهم پیچیده ای با خود دارد خروج میکند.

منابع

عصر ظهور علی کورانی ص ۱۲۷ و ۱۲۶

نسخه خطی ابن حماد ص ۷۵

۲- علائمی که به ظهور سفیانی منتهی می شود.

امام صادق (ع): نمی باشد ظهور تا اینکه بیرون آید خروج کننده ای از آل ابی سفیان (یعنی سفیانی) و مالک ملک شود بقدر حمل یک زن نه ۹ ماه و نمی باشد قیام سفیانی تا اینکه بیرون آید از فرزندان شیخ پس سیر کند تا اینکه در میان نجف کشته شود. پس بذات خدا قسم! گویا میبینم شمشیرها و نیزه ها و متاعهای ایشان را بر دیواری از دیوارهای نجف در روز دوشنبه ای و کشته می شود در روز چهارشنبه آن ( و در بعضی احادیث در روز پنجشنبه آن).

منابع

نوائب الدهور و علائم الظهور ج۳- ص ۵۴ترجمه ۱۳بحارالأنوار علی دوانی ص۱۰۵۵
ترجمه ۱۳بحارالأنوار میرمحمد خامسی ص ۴۸۸بحارالأنوار علامه مجلسی ج ۵۲ص ۲۷۱
ارشاد شیخ مفید ص ۳۴۰روزگار رهائی ص ۱۱۰۴
سروراهل ایمان عبدالمجید بهاء الدینی- منتخب الأثر ص ۴۵۵مهدی منتظر – جواد خراسانی ص ۲۳۵

توضیح :

امام صادق (ع) در حدیث فرموده است که مهدی عج قیام نمیکند تا وقتیکه سفیانی قیام نکند و سفیانی قیام نمی کند تا وقتیکه فرزند شیخ بعد از سیر در نجف کشته می شود. فلان روز میرسد و فلان روز کشته می شود. قابل ذکر است که از خروج سفیانی، پیامبر و امامان در احادیثی قابل توجه برای ظهور وقت مشخص نموده اند که از اول خروج ۶ ماه می جنگد ۵ شهر را میگیرد و ۹ماه حکومت می کند که جمعاً ۱۵ ماه و یکروز اضافه نمی شود. امام که ربط داده خروج سفیانی را به موضوع فرزند شیخ یعنی آن کار که انجام شود در مدت نزدیک زمانی این کار هم انجام میگیرد.شیخ درعرب یعنی بزرگ و سیر یعنی گشت و گذار. عبدالمجید خوئی فرزند مرحوم آقای خوئی مرجع تقلید شیعیان در سن ۳۰ سالگی به لندن رفت ودر سن ۴۱ سالگی در وقت حمله به عراق، آمریکائیها ایشان را آوردند که رهبرعراق قرار دهند با هلی کوپتر و محافظ و کنترل شده و چند آمریکائی از او حفاظت می کردند. مردم عراق که توطئه را می دانستند درپی کشتن او بودند که نگذارند توطئه دشمن عملی شود. تا اینکه روز سوم ورود به عراق به مرقد مطهّر علی (ع) وارد می شود با توجه به اینکه هیچ آمریکائی حق ورود به مرقد مطهر را ندارد، در داخل حرم او و کلیددار حرم را که از او طرفداری می کرد به رگبار بستند و کشتند. ایشان مسلح بوده روز ورود با تدارکات و تسلیحات وارد عراق شدند و بعد از سه روز کشته شد.

منابع گفته و توضیح کامل :
روزنامه ایران یکشنبه ۳۰ فروردین ۸۳ شماره ۲۷۶۹
روزنامه کیهان ۲۳/۱/۸۲
روزنامه قدس ۲۳/۱/۸۲

امام باقر (ع) نشانه های خروج سفیانی را که همه در یکسال اتفاق می افتد برمیشمارد:

منادی از دمشق صدا می زند…… قسمتی از مسجد دمشق می ریزد.. دهاتی از آن خسف (فرو) می شود….. اتراک از آن گذشته در جزیره فرود می آیند….. رومیان در رمله فرود می آیند….. آن سال در همه ی سرزمین های عربی اختلاف پدید می آید…. و ترکها از شرق و غرب اسلحه بدست گرفته به منطقه بیروت می آیند و اعلام حضور می کنند….

منابع

نوائب الدهور و علائم الظهور ج ۳- ص ۴۰۶

ترجمه ۱۳ بحار … علی دوانی ص ۱۰۰۰

اسرار آفریش اهل البیت…  استاد آقایی ص ۳۸۱

بحار الانوار ج ۵۲ – ص ۲۱۲

 

امام صادق (ع) : پیش از سفیانی یک مرد مصری و یک نفر یمنی قیام می کنند.

منابع

نوائب الدهور و علائم الظهور ج ۳ ص ۴۱۶

مهدی موعود ترجمه ۱۳ بحار…  علی دوانی ص ۹۸۵

عصر ظهور … علی کورانی ص ۱۶۲

ارشاد شیخ مفید از کتاب محمد بن

بحار الانوار ج ۱۳ قدیم – ص ۱۶۰

کتاب مواعظ از مسند محمد مسلم

تحفه المهدیه – سید حسین عرب باقی – ج ۲ ص ۱۴۵

غیبت شیخ طوسی ص ۲۷۱

مهدی منتظر – محمد جواد خراسانی ص ۲۶۱

علی (ع)  و امام محمد باقر (ع) : هنگامیکه در شام نیزه ها و پرچم ها با یکدیگر اختلاف پیدا کنند و جنگ نمایند نشانه های ظهور آشکار و علنی می شوند:

لرزشی در شام بوجود می آید که در آن صدهزار نفر کشته می شوند . خداوند آن را رحمتی برای مومنین و عذابی برای کفار قرار می دهد. وقتیکه این کار اتفاق افتاد منتظر مرکب های سیاه و سفید و سوارانی باش که با پرچمهای زرد از سمت مغرب می آیند تا اینکه شام را تصرف نمایند و در آن حادثه ی بزرگ و مرگ سرخ است. اگر اتفاق افتاد منتظر فرو رفتن روستایی در دمشق بنام ” حرسنا” باش و هرگاه چنین شد سفیانی از بیابان یابس شورش می کند و بر منبر مسجد دمشق می نشیند. هرگاه چنین شد منتظر ظهور مهدی عج باش.

منابع

مهدی از تولد تا بعد از ظهور … سید محمد کاظم قزوینی ص ۳۲۵ و ۴۵۶

روزگار رهایی ص ۱۰۰۰    ۱۰۳۰   ۱۰۴۰ و ۸۵۳

ترجمه ۱۳ بحار … علی دوانی ص ۹۸۹

تحفه المهدیه ص ۱۵۲ و ۱۴۸

عصر ظهور … علی کورانی ص ۱۰۶

بحار الانوار ج ۵۲ – ص ۲۵۶ و ۲۱۴

نوائب الدهور و علائم الظهور ج ۱ ص ۴۱۸

ترجمه ۱۳ بحار … محمد خامسی ص ۴۵۳

بشارت الاسلام ص ۵۵ و ۱۰۶

غیبت نعمانی ص ۳۰۵ و ۱۶۳

عقد الدرر … چاپ مصر سال ۱۳۹۹ هجری  ص ۵۳

تحفه الیقین ص ۱۵۲

غیبت شیخ طوسی ص ۲۷۷

نسخه خطی ابن حماد ص ۷۶

محمد حنفیه : نخستین گروه لشکر مغربی ها وارد مسجد دمشق می شوند در حالیکه مشغول دیدنی شگفت انگیز آن هستند ناگهان زمین فرو می رود و بخش غربی مسجد دمشق و آبادی بنام ” حرسنا ” فرو می رود. در این هنگام سفانی خروج می کند.

منابع

عصر ظهور … علی کورانی ص ۱۰۸

نسخه خطی … ابن حماد ص ۷۱

رسول اکرم (ص) : در میان زمامداران عرب و عجم ( عجم یعنی غیر عرب) اختلاف و درگیری شدید پدید می آید تا مردی از تبار ابی سفیان بر سریر حکومت تکیه کند.

منابع

روزگار رهایی ص ۱۰۸۲

الام المهدی ص ۲۲۰

بشارت الاسلام ص ۱۹۱

الزام الناصب ص ۱۶۰

عصر ظهور – علی کورانی ص ۱۸۷

امام صادق (ع): ما و اولاد ابوسفیان دو خاندانی هستیم که بخاطر خدا با یکدیگر دشمنی داریم. ما می گوئیم خداوند راست گفت آنها می گویند خداوند دروغ گفت… ابوسفیان به جنگ پیامبر برخاست و معاویه فرزند ابوسفیان به جنگ علی بی ابی طالب (ع) رفت. و یزید پسر معاویه به نبرد با حسین (ع) پرداخت و سفیانی به مصاف با حضرت قائم (عج) برمی خیزد.

منابع

عصر ظهور ص ۱۲۱علی کورانی       بحارالانوار ج ۵۲ علامه مجلسی ص ۱۹۰

 

امام باقر (ع) : سفیانی خروج نمی کند مگر اینکه قبل از آن شیصبانی در سرزمین عراق خروج کند . او چون جوشیدن آب از زمین می جوشد و فرستادگان و نمایندگان و واردین بر شما را به قل می رسانند. بعد از آن در انتظار خروج سفیانی و ظهور قائم باشید.

منابع

عصر ظهور – علی کورانی ص ۱۳۴

بحار الانوار ج ۵۲ ص ۲۵۰

غیبت نعمانی ص ۲۰۴ و ۱۶۲

نوائب الدهور و علائم الظهور ص ۳۹۲

اصول کافی ج ۱ ص ۳۷۰

بشارت الاسلام ص ۱۰۷

روزگار رهایی ص ۱۱۰۵

معجم احادیث امام المهدی ج ۳ ص ۲۶۸

 

امام حسین (ع) : ………… سه نشانه پشت سرهم برای ظهور قائم عج :

۱: هلاکت فرزندان بنی عباس ( عراق)

۲: قیام سفیانی ( الشام )

۳: فرو رفتن در سرزمین بیداء ( نزدیکی مکه : بین مکه و مدینه)

منابع

نشانه های ظهور او – شیخ محمد خادمی شیرازی ص ۲۱۶

عقد الدرر ص ۴۹

رسول اکرم (ص) : فتنه ای ست که اهل مغرب و مشرق با هم می جنگند . در حال جنگ آنان در اثنای اشغال نایره سفیانی از وادی یابس خروج می کند.

منابع

تحفه المهدیه – سید حسین باقی ج ۲ ص ۱۳۶

از کتاب حذیفه یمانی

بحار الانوار ج ۵۲ ص ۱۸۶

 

امام صادق (ع) : وقتیکه اختلاف افتاد بین پسران عباس ( عراق ) آنها سلطان ایشان اند ( بین دولت و مسوولانشان ) و طمع کند در ملک ایشان کسی که طمع نکرده است و عرب عنان های خود راپاره کنند. مردم لجام گسیخته شوند و هر صاحب قدرتی قدرت خودرا ظاهر کند و سفیانی ظاهر شود و یمانی رو آورد و حسنی حرکت کند. بیرون می آید صاحب الامر ( قائم ).

منابع

نوائب الدهور و علائم الظهور ج ۳ ص ۴۱

غیبت شیخ طوسی ص ۱۴۳

رسالت جهانی حضرت مهدی – فرید گل محمدی آرمان ص ۳۸۶

غیبت نعمانی ص ۱۴۵

بحار الانوار ج ۵۲ ص ۲۴۱

امام صادق (ع) : ای سدیر ….!  نشانه خروج سفیانی ۳ پرچم در شام به اهتزار در می آید … حسنی و اموی و قیس در حالیک با هم نزاع و جنگ دارند سفیانی خروج می کند و آنان را درو می کند. کشتاری که مانند آن را هیچ گاه ندیده ای!

منابع

نوائب الدهور و علائم الظهور ج ۳ ص ۳۲

بحار الانوارج ۱۳ قدیم – ص ۱۷۵ طبع تهران از کتاب سرور اهل ایمان تالیف سید علی بن عبدالمجید مسند

عصر ظهور – علی کورانی ص ۱۱۲

بحار الانوار – علامه مجلسی ص ۲۷۱ و ۲۷۰

نشانه های ظهور او – حاج شیخ محمد خادمی شیرازی ص ۱۷۴

در بعضی از احادیث سه پرچم که با هم می جنگند به نام ربیعی و جرحمی و اصهب آمده که سفیانی بر آنها فائق می آید.

منابع

الزام الناصب ص ۱۸۸ از کتاب اربعین میر لوحی

نوائب الدهور و علائم الظهور ج ۲ ص ۲۷۷

و در بعضی دیگر از احادیث سه پرچم درگیر را بنام اصهب و ابقع و سفیانی نام برده است.

روزگار رهایی ص ۹۹۵ . ۹۹۳ و ۹۹۲

ارشاد شیخ مفید ص ۳۳۸

المهدی ص ۱۹۶

بحار الانوار ج ۵۲ – ص ۲۲۲ . ۲۱۲ . ۲۶۹ . ۲۳۷

غیبت نعمانی ص ۱۳۳ و ۱۴۹

اعلام الوری ص ۴۲۸

الزام الناصب ص ۱۸۴

الام المهدی ص ۲۲۴ و ۲۲۳

بشارت الاسلام ص ۱۰۲ . ۹۴ . ۱۷۵ . ۱۹۲

 

۳- کسانیکه سفیانی را دیده اند.

 امام موسی صدر و  بهلول  از جمله این افراد هستند 

                                ۱- امام موسی صدر

امام موسی صدر که به دستور آیت الله حکیم مأمور می شود که ببیند چنین کسی (سفیانی) در سپاه یا لشکر سوریه وجود دارد یا خیر که امام موسی صدر از خوده حافظ اسد سوال می کند و نام و نام پدر و خصوصیات سفیانی را می گوید که بعد از جستجو حافظ اسد می گوید: بله سفیانی بنام عثمان پسر عنبسه با خصوصیات که گفته در ارتش ما وجود دارد و خودشان او را دیده اند .

منبع : ماهنامه موعود شماره ۷۰

 ۲- بهلول

سخنانی از بهلول ::: بسم الله الرحمن الرحیم. من برای زیارت حضرت زینب علیها سلام و حضرت رقیه بسوریه رفته بودم و در حدود ۲۰ روز در آنجا بودم. حافظ اسد رئیس جمهور سوریه مرا دعوت نمود بخانه خود برد و از من پذیرائی نمود. از آنجا مرا به ارتش سوریه برد و گفت که برای ارتش سوریه صحبت کنم. من هم به منبر رفته و برای آنان سخنرانی کردم وقتیکه از منبر پائین آمدم یک منصب داری داخل شد در آن وقت عده ای گفتند جاء سفیانی یعنی سفیانی آمد. دیدم او یک سرتیپ ارتش سوریه است. من با او شروع به صحبت کردم و اسم کوچک او را پرسیدم. گفت اسمم عثمان بن عنبسه است دیدم خودش است و از لحاظ صورت ظاهری، همان خصوصیاتی را داشت که در روایات از سفیانی آمده است. در صحبتهای خود با او متوجه شدم که وی بفکر این است که رئیس جمهور سوریه شود. این موضوع را از اینجا فهمیدم که وقتی من پیش او از حافظ اسد تعریف کردم و گفتم خیلی با من مهربانی کرده است، گفت او بشما هیچ لطفی نکرده است. اگر من جای حافظ اسد بودم شما را نخست وزیر خود میکردم. از این حرف فهمیدم که میل دارد بجای حافظ اسد بنشیند.

منبع : آیا ظهور نزدیک است ص ۱۹۳

توضیح :  آیت الله بهلول (از کسانیکه سفیانی را دیده اند) که حدود ۱۰۰ سال سن داشت و در ۴ یا ۵ سال پیش فوت نمود و در گناباد دفن است.

ایشان سرشناس و طی الارض بودند و از سرشناسی ایشان همین بس که حافظ اسد رئیس جمهور سوریه یعنی پدر بشار اسد رئیس جمهوری کنونی سوریه ایشان (بهلول) را به خانه شخصی خودش می برد و می گوید تا هروقت هستی همنیجا باش و قیام مشهد در زمان کشف حجاب رضا خان را که مردم قیام کردند به رهبری بهلول صورت گرفت که فرار میکند و در افغانستان او را می گیرند و۳۱ سال زندانی می شود.

پیش بینی بهلول در خصوص جنگ جهانی :

بنظر من بزودی درگیری جهانی پیش می آید وتمام دنیا حتی ایران نیز داخل در این درگیری خواهد بود

منبع : آیا ظهورنزدیک است ص ۱۹۵

۳- حاج میرزا آقا مقدس نامی که فرزندش شیخ حسن از شاگردان مرحوم آیت الله عظمی مامقانی است. وی به مکه رفته بود از برگشت در مسیر راهش کاروانی از فلسطین آمده بودند. شبی که در آنجا استراحت می کرده  سرو صدا بلند می شود. صبح از علت سرو صدا می پرسند که علت این سروصدا چه بوده؟ اهالی آنجا می گویند که عنبسه نامی صاحب فرزند شده و نام او را عثمان نهاده است. ایشان که در حال وضو گرفتن بوده یکی از همان اهالی از او سوال می کند آیا شما شیخ محمد حسن مامقانی را می شناسید؟ در پاسخ می گوید : بله می شناسم! آن می گوید که ایشان درگذشت. می پرسد کی ؟ آن شخص می گوید همین الان! با توجه به اینکه حدود ۱۰۰ سال پیش بوده و دسترسی به هیچگونه وسائل اخباری نبوده این یک خبر غیبی بوده که توسط شیطان به او داده شده . در قرآن هم داریم که شیاطین به اصحاب خود وحی می کنند. گوینده خبر با خانواده ی عثمان بن عنبسه ارتباط داشته است.

منبع : ماهنامه موعود شماره ۷۰ از گفته های حجت الاسلام مهدی پور

۴- کسانیکه در وقت هجوم سفیانی به عراق با لشکریان او درگیر و او را شکست میدهند

۱ : سید خراسانی از ایران              ۲: یمانی یا یمنی از یمن

– – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – –  – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – –

۱) سید خراسانی

شرح مختصري بر احاديث ذيل:
سيد خراساني رهبر مرجع ايرانيان است و شعيب بن صالح نام مستعار فرمانده قواي اوست كه بعد از درگيري با سفياني و شكست لشكريان او به فرماندهي كل آقا امام زمان توسط خود آقا امام زمان به فرماندهي او منصوب ميشود. وقتيكه سفياني از شام به قصد تصرف عراق و جنگ با حضرت مهدي كه در بهبوهه قيام اوست حركت مي كند و در عراق دست به جناياتي مي زند از جمله دستور مي دهد به لشكريان در يكروز هزاران زنا با دختران باكره انجام دهند… از اين مسائل ايرانيان برمي تابند و بقصد مصاف با آنان بسمت عراق حركت مي كنند. در مرز عراق و منطقه اهواز درگيري بين ايرانيان و نيروهاي سفياني انجام مي گيرد. در همين حال خبر مي رسد كه مهدي (عج) قيام كرده است سفياني چند لشكرش را مي فرستد كه اورا بگيرند و بياورند كه آنان بسمت مكه حركت مي كنند و در نزديكي مكه بين مكه و مدينه در سرزمين بيداء همه شان به زمين فرو مي روند و اثري از انان باقي نمي ماند و چند لشكر سفياني هم با ايرانيان در دروازه استخر درگير ميشوند كه شكست مي خورند. بعد گروهي از نيروهاي خراساني بطرف مكه حركت مي كنند تا به نمايندگي از سايرين با حضرت بيعت كنند. در اينجا براي روشن شدن مطالب و آمادگي اذهان يك مورد از آنچه را در قسمت سيد خراساني و شعيب آمده است را درج و سپس به احاديث و روايات مي پردازم.

آنچه که علی کورانی نویسنده کتاب عصر ظهور درباره شعیب بن صالح و سید خراسانی در صفحه ی ۲۶۶ الی ۲۶۸ بطور خلاصه ازجمع احادیث شیعه و سنی آورده است، ذیلاً اشاره شده است.

۱- این دو بزرگوار از یاران حضرت مهدی بوده و نزدیک به ظهور در ایران ظاهر می شوند و درنهضت ظهوره آقا شرکت میکنند.

۲- در آن زمان ایرانیان درگیره جنگ نابرابر با دشمنان خود هستند که طولانی میشود  سید خراسانی را بعنوان سرپرستی امورشان انتخاب می نمایند گرچه وی چندان رغبتی نشان نمیدهد. امّا با اسرار زیاد می پذیرد و رهبری را بعهده می گیرد و بجهت ایجاد وحدت کلمه در صفوف نیروهای مسلح ایرانی، سردار رشید خود شعیب بن صالح را به فرماندهی کلّ نیروهای مسلح تعیین میکند.

۳- خراسانی و شعیب، جنگ را در مرزهای ایران، ترکیه و عراق هدایت و اداره می نمایند و نیروهای مستقر در شام ( همپیمانان) خود را به پیش میخوانند و در همان زمان از دو جناح عراق و شام آماده پیروزی بزرگ بسوی فلسطین و قدس عزیز میشوند. در این زمان جبهه عراق زیر تسلط سفیانیان است و لشکر سفیانی برای تسلط برعراق حرکت میکند و در همین زمان حضرت مهدی عج از مکّه مکرمه قیام می نماید و با آزاد سازی شهر مکّه در آن مستقرّ می گردد. در آن زمان حکومت حجاز توسط بقایای نیروهای خاندان فلان و نیروهای قبایل بومی اداره میشود.

۴- باتوجه به اینکه در آن موقع سه نیرو در قرقیسا باهم درگیر می باشند، سید خرسانی بدون درگیری در آنجا نیروهای خود را به مکّه جهت بیعت و کمک به حضرت مهدی عج می فرستد.

منبع: عصر ظهور چاپ ششم باستان، علی کورانی ص ۲۶۶ الی ۲۶۸

امام محمد باقر (ع): جواني از بني هاشم (سيد) كه در كف دست راست او علامت و نشانه اي هست با پرچمهاي سياه از خراسان خواهد آمد و در پيشاپيش او شعيب بن صالح حركت مي كند و با اصحاب سفياني مي جنگد و آنان را شكست خواهد داد.

                                               منابع

مهدي منتظر – شيخ جواد خراساني ص ۲۶۳
معجم احاديث امام المهدي -ج ۳ ص ۲۱۷
التشريف بالمنن ص ۱۲۰
امام المهدي -سيد محمد كاظم قزويني ص ۲۹۶
عقد الدرر ص ۱۲۸
ترجمه ملاحم و الفتن – محمد جواد نجفي ص ۳۶
كنز العمال – متقي هندي ج۱۱ ص ۲۷۸
نوائب الدهور و علائم الظهور ص ۴۰۲

امام علي (ع): هرگاه پرچمهاي سياهي كه شعيب بن صالح پرچمدار آنان باشد لشكريان سفياني را شكست دهد مردم به جستجوي حضرت مهدي برآيند.

                                               منابع

مهدي منتظر – شيخ جواد خراساني ص ۲۶۲
معجم احاديث امام المهدي ج ۳  ص ۷۷ و ۷۶

رسول اكرم (ص): پرچمهاي سياه كوچكي به اهتزار در مي آيد كه با مردي از اولاد ابوسفيان ( سفياني) نبرد مي كنند و براي اطاعت از حضرت مهدي عج زمينه سازي مي كنند . در پياپيش اين پرچمها مردي بنام شعيب بن صالح بني تميمي حركت مي كند.

                                               منابع

نوائب الدهور و علائم الظهور ج ۲ ص ۱۲۱
عصر ظهور علي كوراني ص ۲۵۶
الملاحم والفتن ص ۵۴ و ۴۴ و ۴۰
روزگار رهايي ص ۱۰۳۴
بشارت الاسلام ص ۱۸۴ و ۲۱۲
الحاوي والفتاوي ص ۱۴۱
المهدي ص ۱۹۰

امام باقر (ع): در حين اينكه سفياني در كوفه مشغول قتل و غارت است بيرقهايي ( پرچم) از طرف خراسان در حركت اند كه منزلها ( راه ؛ جاده) را به سرعت طي مي كنند و با ايشان چند نفر از اصحاب قائم (ع) مي باشند.

                                               منابع

غيبت نعماني ص ۱۸۷
مهدي منتظر – شيخ جواد خراساني ص ۲۵۹
بحار الانوار ج ۵۲ ص ۲۳۸

 

رسول اكرم (ص): سپاه سفياني بغداد را ويران مي سازند و بسوي كوفه حركت مي كنند و حوالي كوفه را آتش مي شكند و بسمت شام براه مي افتند و اسرا و غنائم جنگي را باخود میبرند آنگاه پرچمي كه پرچم هدايت است ( سيد خراساني) از سمت كوفه حركت مي كند و سپاه سفياني را تار و مار مي سازد و آنچه اسير و غنيمت دست آنان است باز مي ستاند و يكنفر گزارشگر هم از آنان باقي نمي گذارد.

                                               منابع

بشارت الاسلام ص ۲۷۷ و ۲۱
الزام الناصب ص ۱۸۸
روزگار رهايي ص ۱۰۴۱ و ۱۰۴۲
الحاوي و للفتاوي ص ۱۳۹ترجمه ۱۳ بحار علی دوانی ص ۹۵۳ و ۹۵۴ از کتاب شیخ طوسی

علی (ع) : هنگامیکه سپاه سفیانی بسوی کوفه عزیمت می کند سفیانی گروهی را به جستجوی اهل خراسان می فرستد که برای یاری حضرت مهدی عج خروج کرده اند سپاه سفیانی با سپاه سید خراسانی در دروازه اصطخر روبرو می شود که مردی بنام شعیبن بن صالح پرچمدار خراسانی هاست و پرچمهای سیاهی در دست دارند. نبرد سختی در میانشان پدید می آید که سرانجام صاحبان پرچمهای سیاه پیروز می شوند و سپاه سفیانی پا به فرار می گذارند. در آن هنگام مردم به دیدار حضرت مهدی عج مشتاق تر می شوند و به جستجوی او می پردازند. حضرت مهدی در آن هنگام در مکه ظهور می کند و پرچم رسول اکرم ص را در دست میگیرد و آن هنگامیست که مردم به کلی از ظهور او نا امید شده بودند و حوادث فراوانی بر آنها رخ نموده است. . . . سپس حضرت شروع به خواند خطبه ای می کند . . . .

منابع

روزگار رهایی ص ۱۰۵۲ و ۱۰۵۱

الحاوی و للفتاوی ج ۲ ص ۱۴۱

بشارت الاسلام ص ۱۸۴

الملاحم و الفتن ص ۵۱

امام باقر (ع) : پرچمهای سیاهی برای نبرد با سفیانی به حرکت در می آیند که در میان آنها جوانی از بنی هاشم هست که صورتش چون قرص قمر است و در دستش علامت  ( نشانه ) ای است.  در پیشاپیش این سپاه شعیب بن صالح تمیمی است. کلاه های سپاهیانش سیاه است و جامه هایش سفید…. سپاه سفیانی را شکست می دهند و به طرف بیت المقدس حرکت می کنند تا به بیت المقدس می رسند وزمینه را برای حضور حضرت مهدی فراهم می کنند.

منابع

روزگار رهایی ص ۱۰۵۶

بشارت الاسلام ص ۱۸۵

الملاحم و الفتن ص ۴۱

امام صادق (ع) : در آن میان پرچمهای هدایت از خراسان بیرون آمده با شتاب هرچه تمام تر منازل ( جاده ها ) را طی نموده پیش می تازند و تعدادی از یاران قائم عج در میان آنها خواهد بود. آنگاه مردی از شیعیان غیر عرب با گروهی از مستضعفان از کوفه خروج می کند که سپاهیان سفیانی او را در میان حیره و کوفه به قتل می رسانند.

منابع

روزگار رهایی ص ۱۰۵۷

المهدی ص ۱۹۴

بشارت السلام ص ۵۵

غیبت نعمانی ص ۱۹۴

بحار الانوار ج ۵۲ – ص ۲۳۷

۲ ) یمانی

(( قبل از ذکر حديث دو نكته ي مهم را خدمتتان عرض می کنم  ))

۱- اينكه در حديث آمده است سفياني و يماني ( يمني )‌ و خراساني در يك سال و يك ماه و و يكروز خروج مي كنند،‌منظور از آن براي نبرد و روياروئي باهم است. وقتيكه سفياني بقصد تسلط عراق از شام حركت مي كند،‌ به عراق كه مي رسد خراساني از ايران و يمني از يمن بطرف عراق جهت جلوگيري از وحشي گري هاي او و مبارزه با او حركت مي كنند والا طبق ده ها حديث و روايات، انقلاب ايران چندين سال پيش از خروج سفياني بوقوع پيوسته است و انقلاب يمن نزديك به خروج سفياني يعني بعد از اينكه يمني بر مسند خلافت مي نشيند و رهبري را بدست ميگيرد خيلي طول نمي كشد كه سفياني خروج مي كند.

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

۲- اينكه امام باقر (ع) فرموده است پرچم يمني ،‌ پرچم هدايت است و بيشتر از همه به حق دعوت مي نمايد بدين جهت است كه اولا دربين اعراب اولين انقلاب برحقّ‌ است كه صورت مي گيرد و برحق عمل ميكند ،‌ دوما چون انقلاب يمن تازه است و مردم آن حالت انقلابي و جوش و خروش زياد دارند ،‌ مانند اول انقلاب ايران كه مردم اينقدر جوش و خروش و ايثار و فداكاري و از خودگذشتگي داشتند ولي بجت مرور زمان ما ايراني ها سردتر شده ايم و مانند اوائل انقلابمان داغ نيستيم ! يمني ها بلحاظ تقارن انقلاب شان با خروج سفياني ،‌ آن حالت انقلابي بودنشان هنوز پابرجاست و إلا صدها حديث داريم كه پيامبر اكرم (ص) و معوصمين (ع) خيلي زياد از انقلاب ايران ، رهبري ايران و مردم ايران تعريف نموده اند و آنها را زمينه ساز ظهور حضرت قلمداد كرده اند و حتي حديث داريم كه انقلاب حضرت مهدي (عليه السلام) اولش از مشرق ( ايران ) آاز مي شود و همچنين حديث داريم كه از ۳۱۳ نفر ياران خاص حضرت ، يكنفر عرب نيست! (‌ اكثراً ايراني هستند ) و حديث داريم كه در اولين ساعت قيام حضرت ،‌ ۱۲ هزار از ايران به ايشان مي پيوندند و ….

 

ولي در خصوص يمني ،‌ بنده فقط همين چند حديث را كه ذيل نوشته ام ، ‌ديده ام و حديث ديگري نديده ام  ضمنا جایی دیده نشده که یمنی ها وارد جنگ بشن مثل اینکه پشتیبان ایرانیها هستند

امام صادق (ع) : خروج خراساني و يماني و سفياني در يك سال و يك ماه و يك روز خواهد بود و در اين ميان هيچ پرچمي به اندازه ي پرچم يماني دعوت به حقّ نمي كند.

 

منابع :

چشم به راه مهدي ،‌ جمعي از نويسندگان مجله حوزه ،‌ ص ۲۸۰

 

تحفة المهديه ،‌ ج ۲،‌ سيد حسين عرب باقي ،‌ ص ۱۴۵

 

غيبت شيخ طوسي ص ۲۷۱

 

غيبت نعماني ص ۲۵۲

امام باقر (ع) : خروج سفياني و يمني و خراساني در يك سال و يك ماه و يكروز خواهد بود و ترتيب آنها مانند دانه هاي تسبيح با نظم و پشت سرهم يكي بعد از ديگري مي آيند و پرچم يمني بيش از همه به راه حق و راه راست و به انب صاحبتان حضرت مهدي دعوت مي كند. هرگاه يمني خروج كند ،‌ خريد و فروش سلاح را حرام مي كنند و چون يمني خروج كند برهر مسلماني ست كه به او بپيوندد و از او سرپيچي نكند و اگر كسي از او سرپيچي كند اهل آتش است. چون او به راه حقّ و راه مستقيم دعوت مي كند.

 

منابع :

مهدي منتظر ،‌ حاج جواد خراساني ص ۲۵۷

 

معجم احاديث امام المهدي (عج) ج ۳ ،‌ ص ۲۵۵

 

اعلام الوري ص ۴۲۹

 

رسالت جهاني حضرت مهدي ،‌ فريد گل محمدي آرمان ص ۳۸۸

 

الزام الناصب ص ۱۸۴

 

عصر ظهور ،‌ علي كوراني ص ۱۵۸

 

بشارت الإسلا ص ۹۳

 

روزگار رهايي ص ۱۰۲۲

 

منتخب الأثر ص ۴۵۶

 

الامام المهدي ص ۲۳۰

 

موعود نامه ،‌ مجتبي تونه اي ص ۷۸۴

 

غيبت شيخ طوسي ص ۲۷۱

 

امام مهدي (ع) ،‌ سيد محمد كاظم قزويني ص ۳۳۷

 

سفينة البحار به نقل از معارف و معاريف ج ۱۰،‌ ص ۶۱۷

 

غيبت نعماني ص ۲۵۵و ۱۳۵و ۱۷۱

 

بحار الانوار ،‌ علامه مجلسي ج ۵۲، ص ۲۳۲و ۲۱۰

رسول اكرم (ص) :‌ فرمانروايي ( سرداري ) از صنعاء يمن به نام ” حسن ” يا ” حسين ” خروج مي كند و با قيام او فتنه ها از ميان مي رود. خجسته و پاك ظاهر مي شود و در پرتو او ظلمت از بين مي رود و حقّ‌ بعد از پنهان شدن بوسيله او آشكار مي گردد.

 

منابع :

عصر ظهور ؛‌ علي كوراني ص ۱۵۹

 

تاريخ غيبت كبري ص ۵۲۵

 

چشم به راه مهدي ،‌ جمعي از نويسندگان مجله حوزه ص ۲۸۰

 

روزگار رهايي ص ۱۰۲۱

 

بشارة الاسلام ص ۱۸۷

از امام صادق (ع) سوال مي شود كه سفياني كي قيام ميكند؟ امام (ع) مي فرمايند سفياني كجا خواهد بود و حال آنكه هنوز شكننده ي چشم او از صنعاء يمن خروج نكرده است.

 

منابع

مهدي منتظر ،‌ حاج شيخ جواد خرساني ص ۲۵۷

 

معجم احاديث امام المهدي ج ۳،‌ ص ۴۷۸

 

غيبت نعماني ص ۱۸۵

 

عصر ظهور ، علي كوراني ص ۱۶۲

 

بحار الانوار ج ۵۲،‌ ص ۲۴۵

 

نوشته زیر مجموعه ای از نشانه های بسیار در نزدیک بودن ظهور حضرت حجه ابن الحسن العسگری را مورد بررسی قرار داده است انشاالله که دیدگان همه منتظران به نواده پاک رسول (ص) روشن گردد این مطالب برگزیده ای از سایتهای مختلف و منابع مهدویت است.

ـ بشارت آیه الله العظمی بهجت : اشاره مستقیم و بشارت صریح آیه الله العظمی بهجت در جمعی در مورد نزدیکی ظهور امام زمان (عج) که فرمودند : “ تا کنون به جوانان بشارت می دادید که منتظر باشید ظهور مولایتان را خواهید دید اینک ( ظهور آنقدر نزدیک شده است که ) به سالخوردگان و پیران هم بشارت دهید که ظهور را خواهید دید . ” بسیاری از منتظران و شیفتگان ولی عصر (عج) را سرشار از شور و شوق ظهور نموده است و برای آنها دلیلی محکم و برهانی قاطع در یقین به نزدیکی ظهور ایجاد کرده است .

ـ امیر عبدالله در عربستان : یکی دیگر از نشانه های ظهور قتل فرمانروای عربستان بنام عبدالله می باشد که در ماه ذی الحجه روی خواهد داد . امام صادق در این زمینه می فرماید : هرکس برای من مرگ عبدالله را تضمین کند من ظهور قائم را برای او تضمین می کنم … همچنین از آن حضرت روایت شده است که : زمانیکه مردم در سرزمین عربستان در حال وقوف می باشند سواری با شتر سبک سیر به آنجا وارد می شود و مرگ خلیفه را خبر می دهد و با مرگ او فرج آل محمد و گشایش کار تمام مردم فرا می رسد . بحار ۵۲ ص ۲۱۰ و ۲۴۰

سفیانی در آستانه کودتا : امام محمد باقر (ع) : سفیانی و حضرت قائم در یک سال قیام می کنند . ( بحارالانوار ج ۵۲ ص ۲۴۰) یکی از علامات حتمیه ظهور قیام فردی به نام سفیانی که همزمان با سید خراسانی در ماه رجب در سوریه کودتا نموده و چند کشور همسایه را فتح و سپس به سمت عراق پیشروی می نماید و لشگری برای دستگیری امام زمان (عج) به سوی مکه روانه می سازد که این لشگر در بین مکه و مدینه به زمین فرو می روند و نابود می شوند و … تعدادی از بزرگان در سوریه سفیانی را دیده و ( با همان ) اوصافی که در روایات ذکر شده است او را شناخته اند که با برخی مانند عالم فاضل و متعبد استاد بهلول مصاحبه شده و شرح دیدار به صورت مکتوب و نوار ویدئویی مستند و مکتوب موجود است ( کتاب آیا ظهور نزدیک است؟ و نوار ویدئویی در واحد فرهنگی گل یاس) و برخی دیدارها مانند دیدار امام موسی صدر و شهید چمران نقلی و غیر مستند می باشد . در دیدار استاد بهلول که حدودا ۱۰ سال پیش انجام گرفته است سفیانی با همان ظاهر کریه که در روایات ذکر شده و جزء فرماندهان ارتش سوریه و فردی جاه طلب و میانسال ذکر گردیده است … با شدت گرفتن فتنه ها و درگیری ها در منطقه خاور میانه و عراق و لبنان و فلسطین و تحت فشار بودن یهودیان غاصب هر لحظه برای کودتای سفیانی که به نفع صهیونیستها و علیه کشورهای مسلمان صورت می گیرد شرایط فراهم تر می گردد

ـ آغاز مرحله ای که در آن عراق کانون تحولات است : سرزمین عراق در عصر ظهور بر طبق روایات معتبر کانون تحولات بسیار مهمی است و منشا معبر و محل برخورد اکثر قیامهای دوران ظهور است . شیصبانی حاکم ستمگر عراق ( صدام ) در نزدیکی ظهور از این مکان جنگ را آغاز می کند . سفیانی بعد از کودتا در سوریه سرزمین عراق را فتح می کند . سید خراسانی بعد از قیام به سوی عراق حرکت می کند و امام زمان (عج ) نیز بعد از قیام در مکه به سمت عراق پیش می رود و سرانجام پس از پیروزی نهایی مرکز حکومت خود را در کوفه قرار می دهد . در شرایط فعلی نیز لحظه به لحظه عراق به سمت تحولات عظیم و مهم پیش می رود و آنگونه که از روایات ذکر شده است در حال تبدیل شدن به مرکز تحولات جهانی در عصر ظهور می باشد . امام علی در مورد تحولات و فتح عراق در زمان ظهور می فرماید : … قلعه ها را بگشایند عراق را فتح کنند هر اختلافی را با خونریزی پاسخ گویند در چنین زمانی ظهور صاحب الزمان (عج) را انتظار کشید … حوادث جانکاه و کمرشکنی روی دهد شکافنده ها ( موشک ها ) بشکافند تیزپروازان( هواپیماها) به پرواز درآیند … عراق را فتح کنند هر اختلافی را با خونریزی پاسخ گویند ( بشاره الاسلام ص۷۴) حضرت در اشاره به خروج سفیانی در نهج البلاغه می فرمایند:  گویا او را می بینم که در شام فریاد برداشته و با پرچم هایش در حول و حوش کوفه می گردد و به اهل کوفه همچون شتر سرکش رو می آورد زمین را از سرهای بریده فرش می کند دهانش گشوده قدمش در زمین سنگین جولانش گسترده و هیبتش عظیم است. به خدا قسم شما را در این طرف و آن طرف زمین پراکنده می کند تا از شما جز به مانند باقی مانده سرمه در چشم باقی نماند این برنامه ادامه دارد تا عرب بر سر عقل آید (نهج البلاغه خطبه ۱۳۸) در نامه امام زمان به شیخ مفید (ره ):…گروههایی منحرف از اسلام بر عراق تسلط یابند و با کردارهای زشت خود موجب کمبود ارزاق (محاصره اقتصادی) در عراق می شوند.سپس با هلاکت طاغوتی از طواغیت(صدام)این فاجعه بر طرف می شود… (بحارالانوار ج ۵۳ ص ۱۷۵) اوضاع فعلی عراق نشان می دهد که ما چقدر به ظهور نزدیک شده ایم

ـ فراگیر شدن فساد و فحشا و ظلم : یکی دیگر از نشانه هایی که برای ظهور در روایات ذکر گردیده است فراگیر شدن انواع فساد و فحشا در جوامع انسانی می باشد که در روایات بعنوان علائم غیر حتمیه وارد شده است . رواج انواع فساد جنسی(زنا، همجنسگرایی،برهنگی و …) فساد اقتصادی (ربا،رشوه،گرانفروشی و…) فساد حکومتی(وضعیت فعلی حکومت در تمام جهان) فساد اجتماعی ( فروپاشی بنیان خانواده ها ، اعتیاد و ناهنجاری های اجتماعی و …) در اوضاع کنونی دقیقا منطبق بر فرمایشات روایات و احادیث عصر ظهور می باشد . پوشش ۳۵۰ کانال فاسد ماهواره که اکثر آنها زشت ترین و فجیع ترین صحنه ها را به راحتی نمایش می دهند و تمام اقشار بخصوص جوانان و نوجوانان را در سراسر جهان تحت تاثیر خود دارند و سایتهای مبتذل اینترنت و سی دی ها و فیلمهای مبتذل و فجیع که در سراسر جهان فراگیر شده اند ( حتی در ایران ) و …

و سایر نشانه ها به اجمال : به بن بست رسیدن تمام نظریه ها برای سعادت انسان ، رویکرد جهان به معنویت ، شدت یافتن بلاها ، فتنه ها و مشکلات ، شدت یافتن دو جریان حق و باطل، شدت یافتن انتظار در ادیان مختلف و فراگیر شدن نام و یاد مهدی (فراگیر شدن دعای ندبه در سراسر کشور و در هر کوی و برزن ، اقبال و روی آوردن عموم مردم علی الخصوص جوانان به اماکن متبرک به نام امام زمان (عج) خصوصا جمکران بعنوان پایگاه اصلی منتظران و عاشقان ، بحث روز شدن مساله ظهور و امام زمان (عج) در بین مردم ،افزایش قابل توجه رویکرد به مساله مهدویت و ظهور در بین مطبوعات ، صدا و سیما ، سخنرانی ها و … و اقبال به این مساله در حوزه و دانشگاه و در بین فرهیختگان و نخبگان) و ……….

التماس دعا – حسن ستاری ساربانقلی از سایت موعود

از یکی از نزدیکان آقای بهجت سوالی پرسیدند مبنی بر اینکه آیا بشارت بسیار نزدیک بودن ظهور توسط آیت الله بهجت، نوعی وقت تعیین کردن است؟ و ایشان جواب دادند :

خیر، این حقیر خودم در محضر حضرت آیت الله بهجت رسیدم که بعد ازظهر یکی از روزهای تابستان بود و از ایشون سوال کردم که مطالبی رو از شما نقل می‌کنند، فرمودند چه مطالبی را؟ عرض کردم پیرامون بحث ظهور، فرمود چه نقل می‌کنند؟ (این را اولین باره دارم رسمی عرض می‌کنم).

گفتم نسبت به نزدیکی ظهور از شما مطالبی رو نقل می کنند فرمودند که ظهور بسیار نزدیکه مجددا تاکید فرمودند بسیار بسیار نزدیکه عرض کردم خیلی از علائم و وقایع رخ نداده، فرمودند که برای خداوند سبحان، خداوند متعال کاری ندارد که همه علائم و واقایع رو در یک شب جمع بکند و راه رو برای ظهور حجتش حجت حق فراهم آورد و هموار کند.

این به معنای تعیین زمان ظهور نبوده، اشاره به نزدیکی ظهور است و تعیین وقت نشده، آنهم یرونه بعیدا و نراه قریبا ..

مژده ظهوراز قول آیت الله بهجت

ghole zohor

بنا بر نص صریح قرآن کریم، هنگامی که حضرت موسی(علیه السلام) بر آن شد که برای ملاقات و مناجات با پروردگار خویش آهنگ کوه طور نماید، قوم خویش(بنی اسراییل ) را فراخواند و آنان را وعده کرد که تا پایان سی روز آینده به سوی ایشان باز خواهد گشت و آنگاه که خداوند متعال ده روز دیگر بر آن سی روز افزود عده ای از بنی اسرائیل گفتند موسی (علیه السلام) خلف وعده کرده و این مسأله زمینه ساز فتنه سامری و گوساله پرستی قوم یهود گردید. (الأعراف/۱۴۲)

با توجه به پیامها و عبرتهای موجود در آیه یاد شده باید گفت یکی از آفتها و آسیبهایی که می تواند به منزله یک تهدید برای نهضت انسان ساز و امید آفرین مهدویت به شمار رود مسأله “توقیت” یا تعیین وقت واقعه ظهور است.

به فراست می توان دریافت که مسأله “توقیت” اساسا بر خلاف فلسفه و مفهوم واقعی انتظار فرج است و ای بسا منتظران را سرخورده، دلسرد و ناامید سازد و یا اینکه در اصل اعتقاد ایشان به پدیده ظهور خدشه وارد آورد. چه آنکه وقتی گفته می شود ظهور در فلان زمان مشخص حتما واقع خواهد شد ولی در زمان وعده شده ظهور تحقق نپذیرد آنگاه فرد منتظر افزون بر اینکه ممکن است ایمان خویش را نسبت به اصل ظهور منجی از دست دهد سرشکسته، مأیوس و ناامید نیز خواهد شد. از سوی دیگر چنانچه گفته شود ظهور تا فلان زمان خاص به وقوع نخواهد پیوست آنگاه فرد منتظر به خیال اینکه هنوز تا زمان ظهور فرصت کافی در اختیار دارد تلاش خویش را برای دستیابی به آمادگی لازم برای واقعه ظهور فروخواهد گذاشت.

بدینسان می توان گفت کارکرد حقیقی انتظار در عصر غیبت در گرو عدم تعیین وقت خاص برای واقعه ظهور می باشد.

از همین روست که در کثیری از روایات منقول از اهل بیت علیهم السلام، ادعای تعیین وقت ظهور برابر با “کذب” خوانده شده و شیعیان مأمور به تکذیب این مدعیان گردیده اند. چنانکه در توقیع مبارک امام زمان علیه السلام به “اسحاق بن یعقوب” آمده است:

“… و اما ظهور الفرج فإنه إلی الله تعالی ذکره و کذب الوقّاتون”

(و اما آشکار شدن فرج وابسته به اراده حق تعالی است و وقت گزاران دروغزنانی بیش نیستند)

البته نهی از “توقیت” نباید منجر به این شود که شیعیان و منتظران، امر ظهور را پدیده ای دور از دسترس و مستقل از اراده خویش،که در آینده ای محتمل و نامعلوم به وقوع خواهد پیوست، بیانگارند. بلکه باید با حفظ روحیه نشاط و امید، همواره ظهور را در چند قدمی خویش ببینند و این همان چیزی است که در برخی مجامع روایی و پاره ای از متون دینی بدان تصریح شده است چنانکه در دعای “عهد” آمده است:

“… اللهم اکشف هذه الغمة عن هذه الامة بحضوره و عجل لنا ظهوره انهم یرونه بعیدا و نریه قریبا”

(پروردگارا! با حضور ولی و دوست خود اندوه را از دلهای این امت بزدای ودر ظهور وی شتاب کن (هرچند) دیگران ظهور حضرتش را دور می انگارند و لی ما آن را نزدیک می بینیم)

بنا بر آنچه گذشت گفتنی است این روزها در برخی از محافل دینی به نقل از مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی بهجت، (دامت برکاته) گفته می شود که ایشان در قبال سوالی مبنی بر بشارتهایی درباره ظهور فرموده اند که ظهور نزدیک است؛ آنقدر نزدیک که حتی افراد سالخورده نیز می توانند به درک واقعه ظهور حضرت حجت(عجل الله تعالی فرجه) امیدوار باشند.

نقل قولی از آیت الله بهجت از زبان آیت الله ناصری پیرامون نزدیک بودن فرج امام زمان عج

راقم این سطور از یک سو در امین و ثقه بودن این علمای فرزانه ذره ای تردید ندارد. از سویی دیگر ظاهر این سخن ممکن است با پاره ای از احادیث منقول از اهل بیت علیهم السلام(روایتهایی که با عنوان “توقیت” شهرت یافته‌اند) سازگار نیفتد بنابراین دیدگاه معقول و روی آورد منطقی در قبال مساله یاد شده چیست؟

به عقیده ما نمی توان و نباید از سر شتابزدگی و با اخذ موضع عجولانه، شأن و منزلت برخی از سرمایه ها و ذخیره های علمی و معنوی این کشور را زیر سوال برده آنها را در عداد وقت گزاران امر ظهور و مصادیقی برای این گونه روایتها به شمار آورد بلکه می بایست آنجا که سخنی چنین تامل برانگیز( آنهم به نقل از عالمی فرهیخته و دانشمند که خود بیش و پیش از ما بر اینگونه روایات اطلاع و اشراف کامل دارد) مطرح می شود تمام سعی و دقت خویش را در فهم صحیح مراد و مقصود گوینده به کار بندیم.

و اما رهیافت معقول و پاسخ به سوال مزبور در گرو تقدیم چند مقدمه است:

یکم:
همانگونه که غیبت بر دو گونه است: غبیت صغری و غیبت کبری؛ ظهور نیز بر دو گونه است: ظهور اصغر و ظهور اکبر.
منظور از ظهور اکبر همان فرج حقیقی و تحقق حکومت عدالت محور آخرین حجت خدا در دوران آخر الزمان است اما مراد از ظهور اصغر، تحقق پاره ای از نشانه های آخر الزمان نظیر رویدادهای اجتماعی همانند قیامها و جنگها، وبرخی حوادث طبیعی همچون زلزله، سیلابها، خسوف و کسوف غیر عادی، و نیز برخی نشانه های خاص می باشد که در برخی کتب مانند کتاب”عصر ظهور” تألیف عالم فرزانه آیت الله کوران به تفصیل تبیین و بررسی شده است.

دوم:
وقوع برخی از نشانه های یاد شده حتمی است بدین معنا که تا این نشانه ها تحقق نپذیرد ظهور واقع نخواهد شد. برخی نشانه ها نیز محتمل الوقوعند.

سوم:
هر یک از نشانه های یاد شده به تنهایی در حکم معدّات و به منزله علت ناقصه برای تحقق ظهور اکبر انگاشته می شوند اما اراده و فعل انسانها به عنوان جزء اخیر علت تامه در تحقق ظهور اکبر نقشی سرنوشت ساز و تعیین کننده دارد لذا در شماری از روایات، یکی از وظایف خطیر منتظران در عصر غیبت دعا و استغاثه به محضر ربوبی به منظور تعجیل در امر فرج معرفی شده است؛ و حضرت حجت علیه السلام خود راز گشایش این مسأله را به ما آموخته اند آنجا که درتوقیع صادر شده از ناحیه حضرتش می فرمایند:

“… و اکثرو الدعا لتعجیل الفرج فإن ذلک فرجکم”

(… تا می توانید برای تعجیل در فرج دعا کنید چرا که فرج شما همان است.)

نتیجه گیری:
قدر مسلم پاره ای از نشانه های ظهور در عصر حاضر تحقق یافته است. ظهور این نشانه ها(ظهور اصغر) نوید بخش قریب الوقوع بودن ظهور اکبر است لکن اراده و فعل آدمیان می تواند در کنار سایر اسباب، موجب تسریع و یا تاخیر آن گردد.

پایان بخش نوشتار حاضر تذکار این نکته است که:

توقیت یاد شده از ناحیه علمای اعلام آن توقیت معهود در روایات نیست چرا که آن توقیت، تعیین زمان خاص الخاص و وقت دقیق برای امر ظهور است و این نحوه توقیت از کلام این بزرگان استنباط نمی شود.

شاکری(تبیان)

پرسشی از آیت الله ناصری در مورد صحت مطلب فوق :

با سلام لطفاْ نظرتان را در خصوص صحت فایل صوتی منتسب به شما در خصوص نقل قول از آیت الله بهجت پیرامون زمان ظهور حضرت مهدی (عج) بیان کنید.

مطلبی که راجع به ظهور حضرت بقیه الله روحی له الفداه در موبایل ها و غیره از بنده نقل شده است مقرون به صحت بلکه در جلسات متعددی مرحوم آیت الله بهجت این مطلب را به بنده فرمودند مضافا به این که در بعضی از کتب ایشان ( جرعه ای از وصال صفحه ۲۵ ) نوشته اند که ما تا کنون به جوانان بشارت می دادیم که ظهور نزدیک است و زمان ظهور را درک خواهند کرد و الآن به پیرها هم بشارت می دهیم که زمان ظهور را درک خواهند دید.

پایگاه اطلاع رسانی آیت الله ناصری

از یکی از نزدیکان آقای بهجت سوالی پرسیدند مبنی بر اینکه آیا بشارت بسیار نزدیک بودن ظهور توسط آیت الله بهجت، نوعی وقت تعیین کردن است؟ و ایشان جواب دادند :

خیر، این حقیر خودم در محضر حضرت آیت الله بهجت رسیدم که بعد ازظهر یکی از روزهای تابستان بود و از ایشون سوال کردم که مطالبی رو از شما نقل می‌کنند، فرمودند چه مطالبی را؟ عرض کردم پیرامون بحث ظهور، فرمود چه نقل می‌کنند؟ (این را اولین باره دارم رسمی عرض می‌کنم).

گفتم نسبت به نزدیکی ظهور از شما مطالبی رو نقل می کنند فرمودند که ظهور بسیار نزدیکه مجددا تاکید فرمودند بسیار بسیار نزدیکه عرض کردم خیلی از علائم و وقایع رخ نداده، فرمودند که برای خداوند سبحان، خداوند متعال کاری ندارد که همه علائم و واقایع رو در یک شب جمع بکند و راه رو برای ظهور حجتش حجت حق فراهم آورد و هموار کند.

این به معنای تعیین زمان ظهور نبوده، اشاره به نزدیکی ظهور است و تعیین وقت نشده، آنهم یرونه بعیدا و نراه قریبا ..

امام علی (ع) می فرماید: من المحتوم الذی لابد منه ان یکون قبل القائم.

« خروج السفیانی – و خسف بالبیداء و قتل النفس زکیه و المنادی من السماء و خروج الیمانی»

                             کتاب ارشاد- شیخ مفید

طبق این روایت علائم قطعی و نشانه های حتمی ظهور پنج دسته اند که ما هر یک از آنها را به اختصار بیان می نماییم:

۱-خروج و شورش سفیانی:

قطعی ترین نشانه در روایات شیعه شورش و خروج سفیانی است اما در کتب حدیث اهل سنت از سفیانی اسمی نیست و در عوض در کتب اهل تسنن از شخصی به نام دجال سخن رفته و تعداد احادیث مربوط به او بسیار بیشتر از روایات شیعه در مورد سفیانی است البته از دجال در بعضی از از روایات شیعه هم نام برده شده است که بعدا به توصیف آن خواهیم پرداخت(انشاالله). اما در مورد سفیانی از امام صادق(ع) رسیده است که:

«و من یحتوم خروج سفیانی من رجب» از علائم حتمی ظهور٬ شورش سفیانی در ماه رجب است.

                    کتاب الغیبه

در روایت دیگری حضرت فرموده اند که: سفیانی طبق روایتی از امیر المومنین(ع) فردی است با نام عثمان از نوادگان ابوسفیان و بسیار خبیث و قسی القلب و مدت ۸ یا۹ ماه غارت و کشور گشایی می کند.

سپس حضرت مهدی(عج) او را از بین می برد و در بعضی روایات آمده که حضرت عیسی (ع) در بیت المقدس سفیانی را می کشد. اما قبل از نابودی شخص سفیانی لشکر خونخوار او در سرزمین بیداء به زمین فرو می روند.

(خسف بیداء) که خسف بیداء نیز این خود از علائم حتمی ظهور است و ما قبل از شرح این واقعه مختصری در وصف دجال می گوییم:

دجال:

دجال صیغه مبالغه از کلمه دجل به معنای پنهان کننده حق و آشکار کننده باطل و گفته شده که نام اصلی دجال ٬ صاید بن صید است و والدینش هر دو یهودی اند و ۳ سال قبل از خروجش قحطی می شود. در روایات اهل تسنن خصوصیاتی برای دجال گفته شده از جمله اینکه فردی کافر کیش و دارای عمر طولانی٬کوتاه قد٬ چاق و زشت رو است. که تمام عالم جز مکه و مدینه را تصرف می کند و هنگام خروجش حضرت بقیة الله بر سفیانی فائق آمده است.

۲- خسف بیداء:

بیداء نام سرزمینی است در دو منزلی مدینه و خسف٬ به معنای بلعیدن و نابود کردن است و طبق روایات متعددی تمام لشکر سفیانی پس از جنایتهای بی شمار هنگام عبور از این سرزمین به دل زمین فرو رفته و نابود می شوند و فقط سه نفر از این لشکر زنده می ماند(امام باقر(ع))

                    کتاب الغیبه

در جای دیگر امام باقر می فرماید: و ینرل جیش السفیانی البیداء فینادی مناد من السماء یا ابیدالقوم٬ فیخسف بهم. «سپاه سفیانی در سرزمین بیداء فرود می آیند٬ پس منادی آسمانی بانگ می دهد ای سرزمین بیداء این جمعیت را نابود ساز٬ آنگه همگی در کام زمین فرو می روند.»

                    ارشاد مفید

۳- صیحه ی آسمانی:

 از مجموع روایات در باب نداهای آسمانی بر می آید که این ندا ها دو نوعند:

۱) یک دسته جزء نشانه های غیر حتمی اند مثل ندای آسمانی در ماه رجب

۲) یک دسته جزء نشانه های حتمی ظهورند مثل دو صیحه ی آسمانی که در یک روز از ماه رمضان واقع می شوند.

امام باقر(ع) می فرماید: .…لابد من هاتین الصوتین قبل خروج القائم صوت من السماء و هو صوت جبرئیل و صوت من الارض و هو صوت ابلیس اللعین.

                                          کتاب الغیبه – شیخ طوسی

حتما قبل از ظهور قائم(عج) این دو صوت شنیده می شودیکی از آسمان که صدای جبرئیل است و دیگری از زمین صدای شیطان لعین است.

امام صادق در دنباله ی آیه ی: واستمع یوم ینادی المنادی من مکان قریب یوم یسمعون الصیحة القائم من السماء و ذلک یوم الخروج.

سوره ق

(آنگاه که منادی از مکانی نزدیک ندا می دهد گوش فرا دار…) می فرمایند:

ینادی المنادی باسم القائم و اسم ابیه علیهماالسلام و الصیحة فی هذه الایه صیحة القائم من السماء و دلک یوم الخروج.

تفسیر قمی

«منادی با نام حضرت قائم و نام پدرش ندا سر می دهد و صیحه در این آیه همان بانگ آسمانی و صیحه زمان قیام حضرت است و آن روز روز خزوج قائم است.»

در روایتی پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: مفاد و مضمون این آیه چنین است:

ایها الناس قطع عنکم مدة الجبارین و ولی الامر خیرامة محمد فالحقوا بمکة.

کتاب الاختصاص – شیخ مفید

هان ای مردم مهلت ستمگران به پایان رسیده و بهترین امت محمد(ص) به پیشوایی برگزیده شد٬ خود را در مکه به او برسانید.

امام باقر می فرمایند:«منادی آسمانی در ابتدای روز بانگ می زند ای مردم! آگاه باشید حق با علی(ع) و شیعیان اوست وشیطان لعنة الله درآخر روز صدا می زند حق با سفیانی و پیروان اوست.»

                    ارشاد- شیخ مفید

۴- قتل نفس زکیه:

اغلب روایات در باب کشته شدن نفس زکیه متعلق به کتب بزرگ شیعه است ولی در کتب اهل سنت روایتی بر رد آنها نبوده استو بعضا روایاتی موافقی هم وجود دارد در مورد نفس زکیه سه نظریه وجود دارد که عبارتند از:

۱- نفس زکیه از نظر لغت به معنای انسان کامل و تذهیب نفس کرده است و محدثین آن را لقب جوانی از بنی هاشم از فرزندان امام حسین (ع) می دانندکه جزو لشکریان امام زمان بوده و حضرت او را به عنوان پیک برای رساندن پیام خود به مردم مکه به آنجا می فرستند و او پس از ابلاغ پیام حضرت در مکه مورد هجوم مردم قرار می گیرد و مظلومانه در بیت الحرام در بین رکن و مقام در ماه حرام به شهادت می رسدو طبق روایت پانزده روز پس از این واقعقیام حضرت واقع می شود.

۲- بعضی دیگر از محدثین نفس زکیه را از اولاد امام حسن(ع) می داند و می گویند وی پشت دروازه ی کوفه(نه مکه) به همراه هفتاد نفر از صالحین به شهادت می رسد.

۳- گروه سوم گفته اند که او کسی نیست جز ابو عبدالله محمد بن عبدالله بن الحسن ابن الحسن بن علی بن ابی طالب که در زمان منصور دوانیقیخلیفه عباسی سر به شورش برداشت و کشته شد.

این گروه وی را از مدعیان مهدویت دانسته و از نظر اخلاقی انسان چندان پاک و کاملی نمی دانند.

۵-خروج و قیام یمانی:

امام صادق(ع) نسب یمانی را چنین معرفی می کند:

خروج رجل من ولد عمی زید بالیمن

                    کتاب بشارة الاسلام

از نشانه های ظهور یکی از اولاد عمویم زید است در یمن.

در حدیث دیگری آمده:

پادشاهی در صنعاء یمن به نام حسن یا حسین خروج می کند.

و در روایتی از پیامبر اکرم(ص) آمده است که خروج سفیانی و خراسانی و یمانی در یک روز واحد است.

و امام باقر(ع) فرموده اند که سفیانی (عثمان بن عنبس یا عثمان بن عتبه) از شام و یمانی از یمن(از آبادی به نام کرعه) و سید خراسانی (شعیب بن صالح) از ری قیام میکنند.

“و لیس فی الرایات اهی من رایه الیمانی هی رایه هدی لانه یدعو الی صاحبکم “

در بین این سه یمانی هدایت کننده تر از دیگران است و شما را به سوی صاحبتان دعوت و هدایت می کند.

…آنگها که او قیام کرد به سوی او شتاب کن که پرچم هدایت برافراشته استو بر هیچ مسلمانی سرپیچی از او روا نیست و هرکه نافرمانی او کند اهل آتش است.

                    کتاب الغیبه – طوسی

و در بعضی از روایات دارد که سید خراسانی نیز با لشکرش به یمانی پیوسته و با سفیانی جنگیده و او را شکست می دهند.

قیام وخروج سید خراسانی

در برخی از روایات از خروج سید خراسانی به عنوان علائم ظهور نام برده شده (اما ظاهرا در هیچ حدیثی به صراحت جزو علائم حتمی شمرده نشده است.) برخی محدثین سید خراسانی را با سید حسنی یکی دانسته اند. و بعضی نفس زکیه را همان سید حسنی دانسته اند. به هر شکل تعداد زیادی احادیث همزمان با قیام یمانی و شورش سفیانی از سید خراسانی هم نام برده اند. طبق احادیث سید خراسانی جوانی گندمگون و چهارشانه اهل تمیم است به نام شعیب بن صالح که با چهار هزار نفر از ری قیام می کند. لباسهی ایشان سفید و پرچم هایشان سیاه است و وارد سرزمین ایلیا (قدس) می شود و پرچمدار حضرت مهدی (عج) خواهد بود.

نشانه‌های ظهور به مجموعه رویدادهایی گفته می‌شود که به‌باور بسیاری از شیعیان در آستانهٔ ظهور حجت بن حسن (مهدی) در آخرالزمان رخ خواهند داد. این نشانه‌ها را به دو دستهٔ نشانه‌های حتمی و نشانه‌های غیرحتمی تقسیم می‌کنند[۱] [۲][۳]. روی‌دادن نشانه‌های غیرحتمی الزامی نیست؛ چون بداپذیر هستند.

ویژگی‌های دوران غیبت در بسیاری از احادیث شیعه و اهل سنت آمده‌است.[۴]

نشانه‌های حتمی[۱]

از جعفر صادق نقل شده‌است:

پیش از قیام قائم پنج علامت حتمی است: یمانی، سفیانی، صیحه آسمانی، کشته‌شدن نفس زکیه، و فرورفتن سرزمین بیداء.[۵]

خروج سفیانی

نوشتار اصلی: خروج سفیانی

به‌باور شیعه، سفیانی از نسل ابوسفیان است و در نهایت به‌دست حجت بن حسن (مهدی) شکست خورده و کشته می‌شود. از علی بن حسین زین‌العابدین (امام چهارم شیعیان) نقل شده: «امر قائم از سوی خداوند حتمی است، و امر سفیانی نیز از جانب خداوند قطعی است. قائم ظهور نمی‌کند مگر پس از آمدن سفیانی.»[۶]

خروج یمانی[۷]

نوشتار اصلی: سید یمانی

خروج یمانی از یمن (احتمالاً در ماه رجب) از یمن که به پشتیبانی از اهل بیت علیه سفیانی قیام می‌کند و مردم را به حق و عدل فرامی‌خواند. این سپاه در عراق با سپاهی که از خراسان آمده متحد می‌شوند.

نوشتار(های) وابسته: شیعیان یمن

صیحه آسمانی

نوشتار اصلی: صیحه آسمانی

صدای آسمانی در ماه رمضان (احتمالاً سحرگاه بیست‌وسوم). که صدای جبرئیل و در حمایت از اهل بیت محمد است. به‌گونه‌ای که هر کس در هر کجای زمین، آن‌را خواهد شنید و معنی آن را به زبان خود خواهد فهمید. احتمالاً در همان روز صدایی دیگر شنیده می‌شود که از طرف شیطان و در حمایت از سفیانی است، که سبب تردید مردم می‌شود.[۸]

کشته شدن نفس زکیه

نوشتار اصلی: کشته‌شدن نفس زکیه

کشته شدن نفس زکیه (انسان بی‌گناه)[۹] در خانه خدا (مسجدالحرام) و بین حجرالاسود و مقام ابراهیم. احتمالاً در ۲۵ ذی‌الحجه. احتمالاً هم‌زمان با کشته شدن این فرد پسرعمو و دخترعموی او هم در شهر مدینه کشته می‌شوند و جنازه آن‌ها را جلوی درب مسجد محمد یا مسجدالنبی آویزان می‌کنند.

فرورفتن لشکر سفیانی در سرزمین بیدا

فرورفتن لشکری که سفیانی به عربستان فرستاده در بیابانی به نام بیدا که بین مکه و مدینه واقع شده‌است.[۱۰]

علی بن ابی‌طالب در آیهٔ ذیل وَلَوْ تَرَی إِذْ فَزِعُوا فَلَا فَوْتَ می‌گوید: «کمی پیش از قیام مهدی، سفیانی خروج می‌کند؛ سپس به‌اندازه دوران حاملگی یک زن که نزدیک به ۹ ماه است حکومت می‌کند. لشکریان او وارد مدینه می‌شوند تااین‌که به بیداء می‌رسند و خداوند آنان را در زمین فرومی‌برد.»[۱۱]

نشانه‌های غیرحتمی

نشانه‌های دیگری که رخ دادنشان حتمی نیست، عبارتند از:[۲][۱۲]

  • اختلاف بنی‌عباس در ریاست دنیا و زوال حکومت ایشان
  • کشته شدن آخرین پادشاه بنی‌عباس به نام «عبدالله».
  • خورشیدگرفتگی در نیمه ماه رمضان، برخلاف عادت
  • ماه‌گرفتگی در آغاز یا آخر آن ماه رمضان، برخلاف عادت
  • خروج مردی از قزوین که همنام یکی از پیامبران است و جور و ستم زیادی به مردم می‌کند.
  • خروج شیصبانی
  • فرو رفتن بخش غربی مسجد دمشق
  • فرو رفتن یکی از روستاهای شام به نام خرشنا در زمین.
  • ویرانی بصره
  • کشتن فردی که علیه سفیانی قیام کرده در پشت کوفه همراه هفتاد نفر از یارانش.
  • ویران شدن دیوار مسجد کوفه.
  • به‌اهتزاز درآمدن پرچم‌های سیاه از جانب خراسان. این سپاه در منطقه‌ای نزدیک شیراز با سپاه سفیانی خواهد جنگید و اولین شکست را بر آنان تحمیل خواهد کرد. این پرچم‌ها تا زمانی که به بیت‌المقدس برسند، پایین آورده نخواهند شد.
  • ظهور مغربی در مصر و حکومت او بر مردم شام.
  • فرود ترک‌ها به جزیره.
  • ورود رومیان به رمله.
  • طلوع ستاره درخشان در سمت مشرق که همچون ماه می‌درخشد سپس دو جانب آن خم گردد که نزدیک شود که آن دو جانب به همدیگر متّصل شوند.
  • پدید آمدن سرخی در آسمان که در فضا پراکنده گردد.
  • آتشی در طول مشرق، آشکار شود و سه روز یا هفت روز در آسمان باقی بماند.
  • آزادی عرب از اسارت و حکومتشان بر شهرها و کشورها.
  • بیرون رفتن عرب از تحت نفوذ سلطان عجم (غیرعرب).
  • کشتن امیر مصر، توسّط مردم مصر.
  • ویرانی گسترده در شام و عراق.
  • کشمکش سه گروه در شام (اصهب و ابلق و سفیانی)
  • به جنبش در آمدن بیرق‌های قیس از مصر.
  • آمدن اسب‌هایی از جانب مغرب، تا اینکه در کنار حیره (نزدیک کوفه) بسته شوند.
  • برافراشته شدن پرچم‌های سیاه از جانب مشرق به سوی حیره.
  • طغیان آب فرات، به طوری که سرازیر کوچه‌های کوفه گردد.
  • خروج شصت دروغگو که همه آنان ادّعای پیامبری می‌کنند.
  • خروج دوازده نفر از نژاد ابوطالب که همه آنها خلایق را به اطاعت خویش می‌خوانند.
  • سوزاندن مردی بلندمقام از شیعیان بنی‌عبّاس بین سرزمین جلولاء (واقع‌در هفت‌فرسخی خانقین) و سرزمین خانقین.
  • بستن پلی نزدیک محله «کرخ» بغداد.
  • برخاستن باد سیاهی در بغداد، در آغاز روز.
  • زمین‌لرزه شدید در بغداد.
  • فرو رفتن بیش‌تر شهر بغداد در زمین بر اثر زمین‌لرزه.
  • ترس عمومی که عراق و بغداد را فراگیرد.
  • مرگ‌های سریع و عمومی در بغداد.
  • کم شدن اموال و انسان‌ها و محصول کشاورزی.
  • دو بار پیدایش ملخ، یکی در فصل خود و دیگری در غیر فصل خود؛ تاآن‌جاکه زراعت‌ها و غلاّت را از بین ببرد.
  • کم شدن غلاّت و محصولات گیاهی و بروز قحطی
  • اختلاف و کشمکش دو صنف از عجم (غیرعرب)، و خونریزی بسیار میانشان.
  • خرابی ری
  • جنگ بین جوانان ارمنی و آذربایجانی.
  • بیرون آمدن بردگان از زیر فرمان اربابان و کشتن اربابان.
  • مسخ شدن گروهی از بدعت‌گذاران به میمون و خوک.
  • پیروزی بردگان بر شهرهای اربابان.
  • ندای غیرعادی از آسمان بر همه جهان به طوری که هرکسی در هر زبانی باشد آن ندا را به زبان خودش می‌شنود.

در کل ۵ صدا از آسمان شنیده خواهد شد که فقط مورد چهارم (که در ماه رمضان است) حتمی است. ۳ صدای اول در ماه رجب و به این شکل خواهد بود:

    • ندای اول: «ألا لعنة الله علی القوم الظالمین»؛ «بدانید لعنت خدا شامل حال جمعیت ظالم و ستمکار می‌شود.»
    • ندای دوم: «یا معاشرالمؤمنین أزفة الآزفة؛ «ای گروه مؤمنان! قیامت (ظهور) نزدیک شده‌است.»
    • ندای سوم: (که همراه با بدن آشکار و نمایانی است): «ألا إن الله بعث مهدی آل محمد للقضاء علی‌الظالمین»؛ «بدانید که خداوند مهدی آل محمد (ص) را برای اجرای قضای خود بر ستمکاران برانگیخت و فرستاد.»
    • صدای چهارم که در ماه رمضان (احتمالاً سحرگاه بیست‌وسوم) است و از طرف جبرئیل خواهد بود، در حمایت از اهل بیت شهادت خواهد داد.
    • صدای پنجم که از طرف شیطان است (احتمالاً غروب بیست‌وسوم) به‌طرفداری از سفیانی خواهد بود.
  • پیدایش چهره و سینه انسان (احتمالاً چهره علی یا عیسی) در قرص خورشید که همه او را خواهند شناخت.
  • مردگانی زنده از قبرها بیرون آیند و به دنیا بازگردند و به دیدوبازدید با همدیگر بپردازند.
  • در پایان همه، ۲۴ بار، باران پی‌درپی می‌آید و زمین خشک را پس از مرگش، زنده و سبز و خرّم می‌کند و به دنبال آن برکت‌های زمین بروز می‌نماید و در دسترس قرار می‌گیرد. (احتمالاً پس از ظهور رخ می‌دهد.)
شرايط ظهور امام زمان (عج)

مقصود از شرايط ظهور، همان شرايطى است كه تحقق روز موعود متوقف بر آنها است و گسترش عدالت جهانى به آنها بستگى دارد و مى توان تعداد اين شرايط را چنين دانست.

شرط اول: وجود طرح و برنامه عادلانه كاملى كه عدالت خالص واقعى را در برداشته باشد و بتوان آن را در هر زمان و مكانى پياده كرد و براى انسانيت سعادت و خوشى به بار آورده و تضمين كننده سعادت دنيوى و اخروى انسان باشد. روشن است كه بدون چنين برنامه و نقشه جامعى، عدالت كاملا متحقق نخواهد شد.

شرط دوم:
وجود رهبر و پيشواى شايسته و بزرگ كه شايستگى رهبرى همه جانبه آن روز را داشته باشد.

شرط سوم:
وجود ياران همكار و همفكر و پاسدار در ركاب آن رهبر واحد براى پياده كردن جهانى آن اهداف بلند. ويژگيهايى را كه اين افراد مى بايست واجد باشند، در همين شرط نهفته است زيرا اين افراد بايد داراى خصوصيات معينى باشند تابتوانند آن كار مهم را انجام دهند و گرنه هر گونه پشتيبانى كفايت نمى كند .

شرط چهارم:
وجود توده هاى مردمى كه در سطح كافى از فرهنگ و شعور اجتماعى و روحيه فداكارى باشند. تا در نخستين مرحله موعود گروه هاى اوليه پيروان حضرت مهدى (عج) را تشكيل دهند زيرا آن افراد با اخلاص درجه يك كه شرط سوم با وجود آنها محقق مى شود، گروه پيشرو جبهه جهانى هستند .
لازم به ذكر است كه شرايط چهار گانه فوق مربوط به پياده كردن عدالت خالص در روز موعود است ولى چنانچه نسبت به شرايط ظهور بسنجيم، يكى از آنهاكه وجود رهبر باشد، كم مى شود. و سه شرط ديگر باقى مى ماند  زيرا معنى ظهور آن است كه فرد آماده قيام در آن روز وجود دارد كه مى خواهد ظاهر شود و با گفتن اين كلمه شرط دوم را ضمنى پذيرفته ايم و خواه ناخواه سه شرط بيشتر باقى نمى ماند .

علايم ظهور حضرت مهدى (عج)

وقت ظهور آن حضرت براى هيچ كس جز خداوند متعال معلوم نيست و كسانى كه وقت ظهور را تعيين مى كنند، دروغگو شمرده شده اند ولى علايم و نشانه هاى بسيارى براى ظهور آن حضرت در كتابهاى حديث ثبت شده است كه ذكر تمام آنها از حوصله اين مجموعه خارج است .
علايم ظهور به دو دسته كلى تقسيم مى شوند  علايم حتمى و علايم غير حتمى چنانكه فضيل بن يسار از امام باقر ع روايت كرده است كه آن حضرت فرمود:

نشانه هاى ظهور دو دسته هستند  يكى نشانه هاى حتمى و ديگرنشانه هاى غير حتمى، خروج سفيانى از نشانه هاى حتمى است كه راهى جز آن نيست.
منظور از علايم حتمى آن است كه به هيچ قيد و شرطى مشروط نيست و قبل از ظهور بايد واقع شود مقصود از علايم غير حتمى آن است كه حوادثى به طور مطلق و حتم از نشانه هاى ظهور نيست بلكه مشروط به شرطى است كه اگر آن شرط تحقق يابد مشروط نيز متحقق مى شود و اگر شرط مفقود شود مشروط نيز تحقق نمى يابد.
اما علايم غير حتمى بسيارند كه به يك روايت از امام صادق ع اكتفا مى كنيم كه در اين روايت چنان روى علايم و مفاسد انگشت گذارده شده كه گويى اين پيشگويى مربوط به 13 يا 14 قرن پيش نيست بلكه مربوط به همين قرن است و امروز كه بسيارى از آنها را با چشم خود مى بينيم، قبول مى كنيم كه به راستى معجزه آساست .
امام صادق ع در اين روايت به 119 نشانه و علامت از علايم ظهور اشاره مى كند ما در اينجا فقط به ذكر برخى از آن مواد 119 گانه اشاره مى نماييم.
حضرت صادق ع به يكى از يارانش فرمود:

1 ـ هرگاه ديدى كه حق بميرد و طرفدارانش نابود شوند
2 ـ ديدى كه ظلم وستم فراگير شده است
3 ـ و ديدى كه قرآن فرسوده و بدعت هايى از روى هوا و هوس در مفاهيم آن آمده است
4 ـ و ديدى كه دين خدا(عملا) تو خالى شده و همانند ظرفى آن را واژگون سازند
5 ـ و ديدى كه كارهاى بد آشكار شده و از آن نهى نمى شود و بدكاران بازخواست نمى شوند
6 ـ وديدى كه مردان به مردان و زنان به زنان اكتفا كنند
7 ـ و ديدى كه شخص بدكار دروغ مى گويد و كسى دروغ و نسبت نارواى او را ردّ نمى كند
8 ـ و ديدى كه بچه ها به بزرگان احترام نمى گذارند
9 ـ و ديدى كه قطع پيوند خويشاوندى شود
10 ـو ديدى كه بدكار را ستايش كنند و او شاد شود و سخن بدش بر او نگردد
11 ـ و ديدى كه نوجوانان پسر همان كنند كه زنان مى كنند
12 ـ و ديدى كه زنان با زنان ازدواج كنند
13 ـ و ديدى كه انسانها اموال خود را به غير اطاعت خدا مصرف مى كنند و كسى مانع نمى شود
14 ـ و ديدى كه افراد با كار و تلاش نامناسب مؤمن به خدا پناه مى برند
15 ـ و ديدى كه مدّاحى دروغين از اشخاص زياد مى شود
16 ـ و ديدى كه همسايه همسايه خود را اذيت مى كند و از آن جلوگيرى نمى شود
17 ـ و ديدى كه كافر به خاطر سختى مؤمن شاد است
18 ـ و ديدى كه شراب را آشكارا مى آشامند و براى نوشيدن آن كنار هم مى نشينند و از خداى متعال نمى ترسند
19 ـ و ديدى كسى كه امر به معروف مى كند، خوار و ذليل است
20 ـ وديدى كه آدم بدكار در آنچه خداوند دوست ندارد، نيرومند و مورد ستايش است
21 ـ و ديدى كه اهل قرآن و دوستان آنها خوارند
22 ـ و ديدى كه مردم به شهادت و گواهى ناحق اعتماد مى كنند
23 ـ و ديدى كه جرأت بر گناه آشكار شود و ديگر كسى براى انجام آن منتظر تاريكى شب نگردد
24 ـ و ديدى كه مؤمن نتواند نهى از منكر كند مگر در قلبش
25 ـ و ديدى كه واليان در قضاوت رشوه بگيرند
26 ـ و ديدى كه پستهاى مهم واليان بر اساس مزايده است نه بر اساس شايستگى
27 ـ و ديدى كه مردم را از روى تهمت و يا سوء ظن بكشند
28 ـ و ديدى كه شنيدن سخن حق بر مردم سنگين است ولى شنيدن باطل برايشان آسان است
29 ـ و ديدى كه همسايه از ترس زبان به همسايه احترام مى گذارد
30 ـ و ديدى كه حدود الهى تعطيل مى شود و طبق هوى و هوس عمل مى شود
31 ـ و ديدى كه معاش انسان از كم فروشى به دست مى آيد
32 ـ و ديدى كه مرد به خاطر دنيايش رياست مى كند
33 ـ و ديدى كه نماز را سبك شمارند
34 ـ و ديدى انسان ثروت زيادى جمع كرده ولى از آغاز آن تا آخر زكاتش را نداده است
35 ـ وديدى كه دلهاى مردم سخت و ديدگانشان خشك و ياد خدا برايشان گران است
36 ـ و ديدى كه بر سر كسبهاى حرام آشكارا رقابت مى كنند
37 ـ و ديدى نماز خوان براى خود نمايى نماز مى خواند
38 ـ و ديدى مردم در اطراف قدرتمندانند
39 ـ و ديدى طالب حلال سرزنش و مذمت مى شود و طالب حرام ستايش و احترام مى گردد
40 ـ و ديدى در مكه و مدينه كارهايى مى كنند كه خدا دوست ندارد و كسى از آن جلوگيرى نمى كند و هيچ كس بين آنها و كارهاى بدشان مانع نمى شود
41 ـ و ديدى كه به فقير چيزى دهند كه به او بخندند ولى در غير خدا ترحّم است
42 ـ و ديدى كه مردم مانند حيوانات در انظار يكديگر عمل جنسى بجا آورند و كسى از ترس مردم از آن جلوگيرى نمى كند
43 ـ و ديدى كه عقوق پدر و مادر رواج دارد و فرزندان هيچ احترامى براى آنها قائل نيستند بلكه نزد فرزند از همه بدترند
44 ـ و ديدى كه پسر به پدرش نسبت دروغ بدهد و پدر و مادرش را نفرين كند و از مرگشان شاد گردد
45 ـ و ديدى كه اگر روزى بر مردى بگذرد ولى او در آن روز گناه بزرگى مانند بدكارى، كم فروشى و زشتى انجام نداده، ناراحت است
46 ـ و ديدى كه قدرتمندان غذاى عمومى مردم را احتكار كنند
47 ـ و ديدى كه اموال خويشان پيامبر ص (خمس) در راه باطل تقسيم مى گردد و با آن قمار بازى و شرابخورى شود
48 ـ و ديدى كه همّ و هدف مردم شكمشان و شهوتشان است
49 ـ و ديدى كه صدقه را با وساطت ديگران و بدون رضاى خداوند و به خاطر در خواست مردم بدهند
50 ـ و ديدى كه نشانه هاى برجسته حق ويران شده است، در اين وقت خود را حفظ كن و از خدا بخواه كه از خطرات گناه نجاتت بدهد.

علايم و نشانه هاى حتمى ظهور امام زمان (عج)

علايم و نشانه هاى حتمى، آن است كه به هيچ قيد و شرطى مقيّد و مشروط نيست و قبل از ظهور بايد واقع شود با استفاده از روايات معصومينع علايم حتمى الوقوع عبارتند از:
1ـ امام صادق ع فرمود:
پيش از ظهور قائم (عج) پنج نشانه حتمى است: خروج يمانى و سُفيانى، صيحه آسمانى، قتل نفس زكيّه، و فرو رفتن در بيابان.
2 ـ و نيز در جاى ديگر امام صادق ع فرموده است:
وقوع ندا از امور حتمى است و سفيانى از امور حتمى است و يمانى از امور حتمى است و كشته شدن نفس زكيه از امور حتمى است و كف دستى كه از افق آسمان بيرون مى آيد، از امور حتميه است.
و اضافه فرمود:
و نيز وحشتى در ماه رمضان است كه خفته را بيدار مى كند و شخص بيدار را به وحشت انداخته و دوشيزگان پرده نشين را از پشت پرده بيرون آورد.
3 ـ حضرت على ع از رسول خدا ص روايت نموده كه فرمود: ده چيز است كه پيش از ظهور به وقوع خواهد پيوست.
1ـ سفيانى
2 ـ دجّال
3 ـ دخان
4ـ دابّه
5 ـ خروج قائم
6 ـ طلوع خورشيد ازمغرب
7 ـ نزول عيسى
8 ـ خسوف در مشرق
9 ـ خسوف در جزيره العرب
10 ـ آتشى كه از مركز عدن شعله مى كشد و مردم را به سوى بيابان محشر هدايت مى كند.

نشانه هاى ظهور

هر رويكرد جهانى كه در عرصه ى گيتى تحقق يافته و مى يابد ناگزير از نشانه هايى است. بويژه رخدادهايى كه توسط پيامبران الاهى خبر داده شده است. در اين ميان حركت جهانى امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ از اين قانون مستثنى نبوده و از نشانه هايى برخوردار است تا بشريت متوجه نزديك شدن و يا فرا رسيدن آن شوند.
از وحى پيرامون زمان دقيق ظهور حضرت صاحب الزمان ـ ارواحنا فداه ـ سخنى نرسيده است بلكه دستور داده اند كه هرگاه كسى زمانى را تعيين كرد، او را تكذيب كنيد ليكن براى آمدن آنحضرت نشانه هايى بيان فرموده اند كه برخى از آن علائم حتمى شمرده است. به اين معنا كه پس از تحقق اين امور ظهور آن امام قطعى است كه پنج علامت مى باشند. برخى اندكى پيش از ظهور، برخى چند ماه بعد از آمدن آنحضرت و برخى اندكى پيش از قيام نجات بخش آنحضرت پديدار مى شود.
امام امير مؤمنان على ـ عليه السلام ـ فرموده اند: آنچه كه بطور حتم پيش از قيام قائم تحقّق خواهد يافت، بپا خاستن سفيانى و فرو رفتن گروهى در زمين بيدا و كشته شدن نفس زكيه و فريادى كه از آسمان بلند شده و خروج فردى از يمن است.
ساير علائمى كه در اين مورد بيان شده قابل تغييرند حتّى پر شدن زمين از ظلم. اگر چه تحقّق اين مطلب قريب به حتم است امّا رواياتى از معصومين ـ عليهم السلام ـ وارد شده كه اگر همه ى مردم دعا كنند امر غيبت به انتهاء (پر شدن زمين از ظلم و جور) نمى رسد. اين خود حكايت از غير حتمى بودن اين نشانه ها دارد.
ممكن است چنين تصور شود كه آمدن سفيانى دربرگيرنده ى ظلم و جور فراوانى است! در جواب مى گوييم: اين در صورتى است كه مدّت سلطنت او طبق روايات نُه ماه طول بكشد وليكن نُه ماه طول كشيدن حكومت وى نيز غير حتمى است و ممكن است در آن بداء شده([1]) و زمان حكومتش يك ماه يا كمتر طول بكشد و آنچه حتمى است تنها قيام است. بلكه برخى در مورد محتوم بودن همين پنج علامت نيز بيانى دارند كه وقوع اين رويدادها حتمى نيست بلكه علامت بودن آنها براى ظهور حتمى است. بدين معنى كه اگر اينها واقع شود حتماً ظهور و قيام آنحضرت را در پى داشته و اين امر تخلّف ناپذير است ولى ممكن هست اينها نيز اتّفاق نيفتد و در اصل وقوع اينها بداء حاصل شود چنانچه حضرت جواد ـ عليه السلام ـ حتمى بودن خروج سفيانى را تأييد نموده و سپس بداء را در آن ممكن مى شمارد([2]) و از ديگر سوى رواياتى اشاره به ناگهانى بودن امر فرج كرده و هم چنين شيعه را به انتظار لحظه بلحظه فرا مى خواند، كه مى بايست تحقّق اين امر در هر لحظه حتى در صورت عدم به وقوع پيوستن نشانه هاى حتمى، امكان پذير باشد.

خروج سفيانى

همانگونه كه ذكر شد پديد آمدن سفيانى از نشانه هاى حتمى ظهور مى باشد امام باقر ـ عليه السلام ـ در تفسير آيه شريفه (ثمّ قضى أجلا وأجل مسمى عنده) فرمودند:
انّهما أجلان، أجل محتوم لا يكون غيره، أجل موقوف للّه فيه المشيّه لا واللّه انّ أمر السفياني من المحتوم([3]).
آن دو مهلت است يكى حتمى و ديگر غير حتمى كه مشيت الهى در آن كارگر خواهد بود. به خدا قسم كار سفيانى حتمى است.
در بين حديث شناسان اتفاق نظر وجود دارد كه اين فرد از فرزندان ابو سفيان است و به همين جهت او را سفيانى مى گويند.
اميرالمؤمنين على ـ عليه السلام ـ مى فرمايند:
يخرج ابن آكله الأكباد من الوادي اليابس وهو رجل رَبْعه وحش الوجه ضخم الهامه بوجهه أثر جدري إذا رأيته حسبته أعور اسمه عثمان وأبوه عنبسه وهو من ولد أبي سفيان حتّى يأتي ارضا ذات قرار و معين فيستوى على منبرها([4]).
فرزند زن جگرخوار از بيابان خشك خروج مى كند و او مردى چهارشانه با چهره اى وحشتناك است. داراى سرى بزرگ و در چهره اش نشان زخمى چركين ديده مى شود وقتى او را مى نگرى گويى يك چشم ندارد. نامش عثمان و پدرش عنبسه و از فرزندان ابو سفيان است. حركتش را تا سرزمينى كه داراى آرامش و آب خوش گوار ]كوفه[ است ادامه مى دهد و بر فراز منبر آن مى نشيند.
خروج سفيانى قبل از قيام امام ـ ارواحنا فداه ـ واقع مى شود.
عن جابر الجعفى قال: سألت أبا جعفر الباقر ـ عليه السلام ـ عن السفياني، فقال انّي لكم بالسفياني حتّى يخرج قبله الشيصباني يخرج من أرض كوفان ينبع كما ينبع الماء فيقتل وفدكم، فتوقعوا بعد ذلك السفياني وخروج القائم ـ عليه السلام ـ([5]).
جابر جعفى از امام باقر ـ عليه السلام ـ درباره سفيانى مى پرسد. او مى فرمايد: شما را با سفيانى چكار؟! پيش از او شيصبانى از كوفه خروج مى كند و چون آب از زمين مى جوشد و گروه شما را به خاك و خون مى كشد پس از وى منتظر خروج سفيانى و پس از او قيام قائم ـ عليه السلام ـ باشيد.
امام رضا ـ عليه السلام ـ فرمودند:
قبل هذا الأمر السفياني واليماني والمرواني وشعيب بن صالح فكيف يقول هذا هذا؟([6])
قبل از امر فرج، سفيانى و يمانى و مروانى و شعيب بن صالح پديدار خواهند شد!! چگونه مى گويد اين همان (مهدى) است (در حالى كه هيچ يك پديدار نشده اند).

شخصيّت سفيانى (تفكّرات، رفتار)
نام او عثمان بن عنبسه و از نژاد امويان است مردى سفاك و خون آشام كه انسانها را مانند پشه به آسانى مى كشد هر حرامى را حلال نموده و به هر جنايتى دست مى يازد. در احاديث پيرامون تفكرات وى به گونه اى سخن رفته كه گويى هيچ اعتنايى ندارد اگر چه تظاهر به اسلام مى كند ليكن صليبى از طلا بر گردن آويخته است. از كارهاى سفيانى و جنايات هولناك او نيز بسيار سخن رفته است او سنگدلترين انسانهاست كه عاطفه در قاموس زندگيش وجود ندارد و مهر و رحم در آن ديده نمى شود. او و يارانش دلهايى مالامال از كينه و نفرت، نسبت به خاندان پيامبر ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ دارند.
در اين زمينه اكتفا مى كنيم به حديثى از وجود مقدس حضرت ختمى مرتبت محمّد ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ كه درباره ى وى مى فرمايند:
أشدّ خلق اللّه شرّاً وأكثر خلق اللّه ظلماً شَرِسٌ، قاسي القلب، يجمع له ولجيشه من كافّه الأقطار الاسلاميه فيهزمهم ويقتلهم وينادي شعار له في حروبه هو: يا ربّ ثاري ثمّ النّار يا ربّ النّار ولا العار([7]).
شر او از همه بندگان خدا بيشتر و سختتر است و بيش از همه ى مردم ستم مى كند. بد خلق و سنگ دل مى باشد از تمام كشورهاى اسلامى عليه او بسيج مى شوند آنگاه همگى را شكست داده و به خاك و خون مى كشد و شعارش در جنگها اين است، اى خدا! انتقام و سپس آتش. خدايا! آتش آرى! اما عار و ننگ هرگز.
و نمونه اى از كشتار او در كلام اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ در خطبه ى بيان اين چنين ترسيم شده است.
فيقتل بالزوراء سبعين ألفاً ويبقر بطون ثلاثمأه امرأه حامل. ([8])
آنگاه در شهر زوراء هفتاد هزار نفر را به خاك و خون مى كشد و شكم سيصد زن حامله را مى درد.

فتنه گرى سفيانى
نشانه ى خروج سفيانى، پديدار شدن سه پرچم و شعلهور شدن آتش جنگ بين آنهاست. پرچمى از سوى غرب حركت كرده و وارد مصر مى شود و در آنجا دست به جنايات بسيارى مى زند و پرچمى از بحرين از جزيره ى (اُوال) از منطقه ى فارس به اهتزاز در مى آيد. و پرچمى ديگر نيز از شام.
اين ماجرا يك سال ادامه خواهد يافت و پس از آن مردى از فرزندان عبّاس خروج مى كند و اهل عراق مى گويند: گروه پابرهنگان يا بيدادگران و صاحبان نظرهاى گوناگون آمدند. اهل شام و فلسطين دچار ترس و واهمه مى گردند و بسوى سردمداران شام و مصر روى مى آورند و به آنان گفته مى شود: شما برويد و پسر فرمانروا (يعنى سفيانى) را بخواهيد و او را به يارى طلبيد. آنان سفيانى را دعوت مى كنند و او با خواست آنان موافقت مى نمايد و در نقطه اى از دمشق بنام حرستا فرود مى آيد و دايى ها و وابستگان فكرى خويش را در آنجا جمع مى نمايد. در بيابان خشك كه منطقه اى در دمشق است، گروههاى متعددى طرفدار دارد كه به او مى پيوندند. سفيانى دعوت آنان را اجابت مى كند و روز جمعه به همراه همه ى آنان در دمشق به مسجد مى رود و براى نخستين بار بر فراز منبر رفته و در نخستين منبر آنان را دعوت به جهاد مى كند و آنان نيز با شنيدن سخنانش با او بيعت مى كنند.
سپس به نقطه اى بنام غوطه مى رود و همه ى مردم بر گرد او اجتماع مى كنند و اينجاست كه سفيانى در رأس گروههايى از مردم شام خروج مى كند و سه گروه با يكديگر درگير مى شوند.
1 ـ پرچم از ترك و عجم كه سياهرنگ است.
2 ـ پرچم زرد رنگ كه پرچم فرزند عباس است.
3 ـ پرچمى از سفيانى و سپاه او.
در نقطه اى بنام بطن ارزق پيكار سختى در ميان آنان رخ مى دهد و شصت هزار كشته بر زمين مى ماند و سفيانى پيروز مى شود و مردم بسيارى را قتل عام مى كند و سرزمين و مراكز قبايل را تصرف كرده و در ميان آنان نخست عادلانه رفتار مى كند به گونه اى كه مى گويند: هر آنچه از بيدادگرى سفيانى به ما گزارش شده بى اساس است . . .
به هر حال مدتى كوتاه با آنان خوشرفتارى مى كند و سپس نخستين حركت خود بسوى حمص را آغاز مى كند و از آنجا به دروازه ى مصر مى رسد و در نقطه اى كه قريه سبا نام دارد رخداد عظيم و پيكار سهمگين خواهد داشت كه خبر آن همه جا منتشر مى گردد و دلها ـ از خشونت و شقاوت او ـ لبريز از ترس و دلهره مى گردد و شهرها يكى پس از ديگرى در مقابل او سقوط مى كند و سپس مستانه و مغرور به دمشق باز مى گردد([9]).

سفيانى در عراق
وقتى سفيانى با پيروزيهاى متعدد در دمشق مستقر شد سپاهى را بسوى عراق گسيل مى دارد آنها وارد سرزمين بابل كه همان شهر نفرين شده ى بغداد است، فرود مى آيند و بيش از سه هزار نفر را مى كشد و بيش از صد زن را به زور تصاحب و هتك حرمت مى كنند و سيصد نفر از چهره هاى مهمّ بنى عبّاس([10])را نابود مى سازد و بعد از آن به كوفه سرازير مى شوند و خانه هاى اطراف آن را تخريب مى كنند و پس از آن سپاه بسوى شام باز مى گردد امّا در بين راه پرچم نجات و هدايتى در كوفه به اهتزاز در مى آيد و در راه به آنها مى رسد و ضمن پيكار شديدى همه را نابود مى سازد بگونه اى كه يك نفر از سپاه سفيانى باقى نمى ماند تا خبر شكست لشكر را به سفيانى باز گويد([11]).

سفيانى در حجاز
مقارن با گسيل سپاه بسوى عراق، سفيانى سپاهى عظيم بسوى سرزمين حجاز يعنى مكّه گسيل مى دارد سپاه او به مدينه وارد شده و سه شبانه روز آن را غارت مى كند پس از آن بسوى مكّه روى آورده تا به بيابانى مى رسند، خداوند جبرئيل را بسوى آنان مى فرستد و دستور مى دهد كه برود و آنان را نابود سازد و جبرئيل با پاى خود ضربتى بر آن زمين فرود مى آورد و زمين به فرمان خدا همه آنان را مى بلعد و جز دو نفر كسى باقى نمى ماند.
اين دو برادرند كه به نامهاى بشير و نذير معرفى شده اند و جبرئيل به صورت آنها سيلى مى زند بگونه اى كه صورتهاى آنها به عقب بر مى گرددو به همان حال مى ماند و به نذير مى گويد: تو برو به دمشق و سفيانى را به ظهور مهدى ـ ارواحنا فداه ـ انذار كن و به او بگو كه خدا سپاه اش را در بيداء هلاك كرد. و به بشير مى گويد: برو بسوى مهدى ـ ارواحنا فداه ـ در مكه و او را بهلاك ظالمين بشارت بده و بر دست او توبه كن كه او توبه تو را مى پذيرد. و او خدمت حضرت مى آيد حضرت دستان مبارك خود را بصورت او مى كشد و دوباره به حال اول باز مى گردد و با او بيعت مى كند و در ركاب آنحضرت مى ماند([12]).

سفيانى و نداى آسمانى
امير مؤمنان ـ عليه السلام ـ فرموده اند:
بعد از برگشت مغرورانه و مستانه ى سفيانى به شام، او در نقطه اى براى نوشيدن شراب و ارتكاب گناه و معصيت مى نشيند و ياران و پيروان خويش را نيز به انجام گناه و جنايت فرمان مى دهد. از مجلس گناه بر مى خيزد و در حاليكه در دست سلاحى دارد دستور زنا مى دهد و به يارانش مى گويد با زنان مرتكب فحشا گردند، آنگاه شكم زنان را پاره كنند و كودكان را از رحمها بيرون مى كشند و آنها مرتكب چنين شقاوتها مى گردند و هيچ كس توان باز داشتن آنان را از اين پليديها در خود نمى بيند. اينجاست كه فرشتگان، پريشان حال مى شوند و خدا فرمان ظهور قائم آل محمّد را كه از نسل من مى باشد، صادر مى كند بى درنگ خبر ظهور او در سراسر گيتى پخش مى گردد و جبرئيل در آن هنگام بر فراز صخره اى در بيت المقدس فرود مى آيد و خطاب به جهانيان مى گويد:
جاء الحقّ وزهق الباطل انّ الباطل كان زهوقا.
حق فرا رسيد و باطل از ميان رخت بربست. همانا باطل هميشه نابود است.
يا عباد اللّه! اسمعوا ما أقول: انّ هذا مهديّ آل محمّد خارج من أرض مكّه فأجيبوه([13]).
اى بندگان خدا! گوش فرا دهيد آنچه را كه مى گويم: اين مهدى آل محمّد است كه از سرزمين مكّه خروج كرده او را اجابت كنيد.

شكست سفيانى
پس از آنكه خبر فرو رفتن لشكر عظيم سفيانى بين مدينه و مكه به او مى رسد و مى فهمد كه حضرت مهدى ـ ارواحنا فداه ـ قيام نموده است، از عراق به شام و فلسطين آمده خود را آماده ى رويارويى با آن حضرت مى كند در ملاقاتى كه بين او و امامـ عليه السلام ـ رخ مى دهد امام ـ عليه السلام ـ وى را به حضور مى پذيرد و آن گفتگو به بيعت سفيانى با آن حضرت و ايمان آوردن به وى مى انجامد، سپس سفيانى از آنجا به قرارگاه سپاه خود باز مى گردد سران سپاهش به او مى گويند چه كردى؟! مى گويد من در برابر منطق محكم او اسلام او را پذيرفتم و با او دست بيعت دادم. سران سپاه او را ملامت مى كنند بگونه اى كه تصميم جنگ با حضرت را مى گيرد. سحرگاه يكى از روزها پيكار نهايى حق و باطل آغاز مى گردد و خداوند پس از نبردى خونبار ميان دو سپاه عدل و ظلم، حجّت خدا و ياران او را پيروزى كامل مى بخشد و سپاه سفيانى همگى نابود مى شوند([14]).

خروج حسنى

در لابه لاى آنچه بيان شد يكى ديگر از نشانه هاى ظهور امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ كه بوى حتم و يقين به خود گرفته است، خروج فردى به نام سيد حسنى است. او جوانمردى از بنى هاشم و از نسل پيامبر خدا ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ است و در دست راست او خالى وجود دارد ـ كه البته بنا بر برخى روايتها در دست چپ او چنين نشانه اى ست ـ و از خراسان حركت و جنبش خود را آغاز مى كند. او شيعه و پيرو خاندان وحى و رسالت است بر عقيده ى خويش پايبند و استوار و داراى نفوذ گسترده و محبوبيّت در دلهاست او همان كسى است كه پيش از سپاه سفيانى و قتل و غارت آنها وارد كوفه مى شود و همزمان با ورود او يمانى نيز از يمن به وى مى پيوندد و سپاه سفيانى را در خارج كوفه از بين مى برند و بعد از آن امر را به امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ تسليم مى كند و با او بيعت مى كند.
امام باقر ـ عليه السلام ـ فرمودند:
يخرج شاب من بني هاشم بكفّه اليمنى خال، ويأتي من خراسان برايات سود بين يديه شعيب بن صالح، يقاتل أصحاب السفياني فيهزمهم([15]).
امام باقر ـ عليه السلام ـ فرمودند:
جوانى از نسل هاشم كه در دست راست وى خالى هست از طرف خراسان با پرچمهاى سياه خروج مى كند فرمانده لشكر او شعيب بن صالح است و او با لشكر سفيانى نبرد كرده و آنان را متلاشى مى نمايد.

خروج يمانى

يكى از عوامل زمينه ساز ظهور منجى عالم بشريّت كه در گذشته حتمى الوقوع بودنش را ذكر كرديم خروج فردى از يمن است اين حركت هدايت بخش ترين حركت پيش از ظهور است و نويدبخش مؤمنان منتظر. حضرت رسول ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ مى فرمايند:
خروج الثلاثه: السفياني والخراساني واليمانيّ في سنه واحده في شهر واحد في يوم واحد وليس فيها من رايه اهدى من رايه اليماني، لأنّه يدعو إلى الحقّ([16]).
سفيانى و خراسانى و يمانى در يك سال و يك ماه و يك روز قيام نموده و در ميان ايشان پرچمى چون پرچم يمانى به هدايت نزديكتر نيست.
امام باقر ـ عليه السلام ـ فرمودند:
يكون خروج السفياني من الشام وخروج اليماني من اليمن([17]).
قيام سفيانى از شام و يمنى از يمن است.
در روايات آمده است كه: يمنى در پى نبرد سفيانى با وى وارد عراق مى شود. و نيز يمنى با كمك از نيروى خراسانى وارد صحنه كارزار با لشكريان سفيانى خواهد شد.

پرچم هاى سياه در يارى امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ

يكى ديگر از نشانه هاى ظهور كه در روايات بدان اشاره شده است پديدار شدن پرچم خراسانى است البته آنچه كه از سخنان معصومان ـ عليهم السلام ـ بدست مى آيد اين است كه پرچم هاى متعددى از شرق يعنى بلاد شرقى ايران تا سر حدّ چين قيام مى كنند كه ظاهراً محلّ اجتماع آنها خراسان است و خراسانى نيز كه پرچم مستقلى دارد با كمك آنان حركت خود را آغاز مى نمايد، پرجم خراسانى مهمترين آن پرچمهاست. و به اين اعتبار از همه ى آنها برايات شرقى تعبير شده كه داراى پرچم هاى سياه هستند.
نكته ى ديگر اينكه در روايات به سه پرچم از خراسان اشاره شده است كه در سه مرتبه قيام مى كنند كه دو مورد از آنها تحقق يافته يكى بيرقهاى سياه ابو مسلم خراسانى كه براى تشكيل دولت بنى العباس بوده است و دوم پرچم مغول كه از ناحيه خراسان آمد و دولت بنى العباس را بر هم زد ليكن سوم باقيمانده و اوست كه متصل به ظهور امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ خواهد بود و با سفيانى خواهد جنگيد. حضرت باقر ـ عليه السلام ـ فرمود:
آنگاه كه لشكر سفيانى در كوفه مشغول قتل و غارت باشند بيرقهايى از طرف خراسان برسند كه منزلها را بسرعت طى كنند و با ايشان چند نفر از اصحاب قائم ـ ارواحنا فداه ـ باشد([18]).
قال رسول اللّه ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ :
انّا أهل البيت، اختار اللّه لنا الآخره على الدنيا وانّه سيلقى أهل بيتي من بعدي تطريداً وتشريداً حتّى ترفع رايات سود من المشرق فيسألون الحقّ فلا يعطون فيقاتلون فينصرون فيعطون الذي سألوا فمن أدركهم منكم أو من أبنائكم فليأتهم ولو حبواً على الثلج، فانّها رايه الهدى يدفعونها إلى رجل من أهل بيتي يملأ الأرض قسطاً وعدلاً بعدما ملئت جوراً وظلماً([19]).
براى ما اهل بيت خداوند آخرت را بر دنيا برگزيده است. همانا پس از من دودمانم آواره و مطرود مردم واقع خواهند شد تا آنگاه كه پرچمهاى سياه از سوى مشرق پديدار شود پس آنان حق را طلب كنند ليكن به ايشان داده نشود پس مى رزمند و پيروز مى شوند پس هر كس از شما و يا نسل شما ايشان را درك كرد بايد خود را به آنان رساند اگر چه بر روى يخها بخزد آنان امر را به مردى از خاندان من مى سپارند كه زمين را از عدل و داد لبريز مى سازد پس از آنكه از ظلم و جور مالامال شود.

كسوف و خسوف

يكى ديگر از نشانه هاى ظهور امام مهدى ـ ارواحنا فداه ـ رخداد دو پديده نابهنگام و غير عادى كسوف و خسوف است. اگر چه اين دو پديده از رخدادهاى طبيعى ست ليكن تحقق آنها منوط به شرائط ويژه نجومى مى باشد كه در غير اين صورت امر غير عادى خواهد بود.
امام باقر ـ عليه السلام ـ فرمودند:
پيش از اين امر ـ ظهور قائم آل محمّد ـ عليهم السلام ـ ـ ماه در 25 ماه رمضان و خورشيد در نيمه آن ماه گرفته مى شود آنگاه است كه حساب منجمان بر هم مى خورد.
گرفتن خورشيد و ماه، پديده ى جديدى نيست. ولى آنچه كه مهمّ است اين است كه هميشه كسوف در اوائل ماه و خسوف در اواخر ماه رخ مى دهد. و اين قانونى است كه تا بحال نقضى به آن وارد نشده وليكن قبل از ظهور آنحضرت ماه در 25 و خورشيد در 15 ماه رمضان مى گيرد و اين از آيات الهى است كه به گفته امام ـ عليه السلام ـ از آنهنگام حساب منجّمين نيز به هم مى خورد([20]).
در اين باب احاديث ديگرى ست كه مى توان بدان رجوع نمود([21]).

پر شدن زمين از ظلم و جور

در روايات فراوانى آمده است كه امام مهدى ـ ارواحنا فداه ـ ظهور مى كنند و زمين را از عدل و داد لبريز مى سازد بعد از آنكه زمين از ظلم و جور پر شده است. مرحوم كلينى اين مضمون را اين گونه روايت مى كند.
هو المهدي الذي يملأ الأرض عدلاً وقسطاً كما ملئت جوراً وظلما.([22])
او مهدى ست كه زمين را از عدل و داد لبريز ساخته پس از آنكه از ظلم و ستم مالامال شود.

و روايات به اين تعبير از سنّى و شيعه بسيار نقل شده است. ليكن علامت بودن اين نشانه از حتمى است ولى وقوعش حتمى نيست. يعنى اگر زمين از ظلم و جور لبريز شد آن هنگام بى ترديد زمان ظهور منجى عالم بشريت حضرت مهدى ـ ارواحنا فداه ـ است وليكن اينطور نيست كه حتماً اين شرائط مى بايست تحقق يابد چرا كه ممكن است در يك زمانى همه ى انسانها با هم يكدل شده و همه يكصدا از خداوند آن حضرت را طلب نمايند كه طبق روايات در اين صورت غيبت پايان يافته و خداوند امام ـ ارواحنا فداه ـ را براى هدايت انسانها ظاهر مى كند بدون اينكه ظلم و جور زمين را پر سازد.

شهادت نفس زكيّه

نفس زكيّه لقب فردى از دودمان رسول خدا ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلم ـ است وى پس از ظهور و قبل از قيام حضرت بقيّه اللّه ـ ارواحنا فداه ـ مظلومانه به شهادت مى رسد. در روايات از او به غلام تعبير شده كه شايد حكايت از نوجوان يا جوان بودن وى دارد. نفس زكيّه نيز او را ناميده اند زيرا بدون هيچ جرمى، تنها به خاطر رساندن پيام شفاهى حضرت مهدى ـ ارواحنا فداه ـ به مردم مكه كشته مى شود.
از حضرت باقر ـ عليه السلام ـ روايت شده است:
قائم به ياران خود مى فرمايد: مكّه طالب من نيستند لكن من نزد آنان كسى را خواهم فرستاد تا با ايشان احتجاج كند . . . آنگاه يكى از ياران خود را مى طلبد و به وى مى فرمايد: نزد مردم مكه برو و به ايشان بگو! . . . من پيام آور ـ مهدى ـ نزد شمايم. او مى گويد: ما خاندان رحمت و مركز رسالت و خلافتيم. ما دودمان محمّد و فرزند پيامبران هستيم. همانا ـ در طول زمان ـ بر ما ظلمها روا شده و ما را پايمال كرده و بر ما قهر نموده اند و حق ما را از زمان رحلت پيامبر ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ تا حال به ستم گرفته اند. ما اينك شما را به يارى مى طلبيم! ما را يارى كنيد!چون اين جوان پيام را مى رساند او را گرفته و بين ركن و مقام سر مى برند و او نفس زكيه است([23]).
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود:
وليس بين قيام قائم آل محمّد وبين قتل النفس الزكيّه إلاّ خمس عشره ليله([24]).
بين قيام قائم آل محمّد و شهادت نفس زكيه جز 15 شب فاصله نيست.

غريو آسمانى

نداى آسمانى از روشنترين علامتها براى ظهور حضرت مهدى ـ ارواحنا فداه ـ و حركت جهان شمول اوست.
واقعيّت اين است كه رخداد پرشكوهى چون ظهور امام مهدى ـ ارواحنا فداه ـ پيش از رخ دادن يك اعلام جهانى آنهم در روشنترين معنا و مفهوم مى طلبد و از آنجا كه اين حركت جهانى بوده و براى تمام جهان بشريت است مى بايست همه در يك زمان از نزديك شدن و قريب الوقوع بودن آن باخبر شوند از امام صادق ـ عليه السلام ـ آمده است كه يسمعه كل قوم بألسنتهم هر قومى به زبان خود آنرا مى شنود.
حال بجاست كه به برخى احاديث در اين باره اشاره كنيم:
از مجموع روايات چنين بدست مى آيد كه اين فريادها متعدد است اولين ندا در ماه رجب و دوم در ماه رمضان و سوم در ماه محرم شنيده مى شود. امام رضا ـ عليه السلام ـ فرموده اند:
ينادون في رجب ثلاثه أصوات من السماء صوتاً منها: ألا لعنه اللّه على الظالمين والصوت الثاني: ازفت الآزفه يا معشر المؤمنين . . . والصوت يرى بدن في قرن الشمس يقول: انّ اللّه بعث فلاناً فاسمعوا له وأطيعوا([25]).
مردم در ماه رجب سه فرياد از آسمان خواهند شنيد نخست آنكه: همانا لعنت خدا بر ظالمان. فرياد دوم: اى مؤمنان! قيامت فرا رسيد. و فرياد ديگر اينكه در كنار قرص خورشيد بدنى را مشاهده مى كنند كه فرياد مى زند: خداوند فلانى ( امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ ) را برانگيخته است به فرمانش گوش فرا دهيد و بر اطاعتش گردن نهيد.
امّا پيرامون ندايى كه در ماه رمضان در شب بيست و سوم توسط جبرئيل در آسمان طنين مى افكند اين است.
امام باقر ـ عليه السلام ـ فرمودند:
ينادي مناد من السماء . . . باسم القائم ـ عليه السلام ـ فيسمع مَن بالمشرق ومَن بالمغرب، لا يبقى راقدٌ إلاّ استيقظ، ولا قائم إلاّ قعد ولا قاعِد إلاّ قام على رِجْلَيه، فَزَعاً مِن ذلك الصوت، فرحم اللّه من اعتبر بذلك الصوت فأجاب فإنَّ الصوت الأول هو صوت جبرئيل الروح الأمين.
ثمّ قال ـ عليه السلام ـ : الصوت في شهر رمضان، في ليله جمعه، ليله ثلاث وعشرين، فلا تشكّوا في ذلك واسمعوا وأطيعوا.
وفي آخر النهار، صوت الملعون إبليس، ينادي: ألا! إنّ فلاناً قُتل مظلوماً. ليشكّك النّاس ويفتنهم، فكم في ذلك اليوم مِن شاكّ مُتحيّر قد هوى في النّار.
فإذا سمعتم الصوت في شهر رمضان، فلا تشكُّوا فيه، إنّه صوت جبرئيل وعلامه ذلك أنّه ينادي باسم القائم وإسم أبيه حتّى تسمعه العذراء في خِدرها، فتحرّض أباها وأخاها على الخروج.ثمّ قال ـ عليه السلام ـ : لابدّ مِن هذين الصورتين قبل خروج القائم ـ عليه السلام ـ .([26])
نداكننده اى از آسمان بنام قائم آل محمّد ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلم ـ ندا مى دهد و همه كسانى كه در شرق و غرب عالم هستند مى شنوند، خفته اى نمى ماند جز اينكه بيدار مى گردد و ايستاده اى جز اينكه مى نشيند و نشسته اى جز اينكه وحشت زده بپا مى خيزد.
پس درود خدا بر كسانى كه از آن نداى آسمانى پند و اندرز گيرند چرا كه نداگر اوّل جبرئيل است و ندا، نداى اوست.
آنگاه فرمود: اين ندا، در ماه مبارك رمضان، شب جمعه و در شب 23 ماه خواهد بود از اينرو در آن ترديد نكنيد، آن را بشنويد و اطاعت كنيد. و در پايان روز نداى ابليس طنين مى افكند كه مى گويد: بهوش باشيد كه فلانى مظلوم كشته شده. تا بدينوسيله بذر ترديد بيافشاند و مردم را به فتنه افكند و آن روز، ترديدكنندگان حيرت زده اى كه به آتش دوزخ سقوط كنند، بسيارند.بنابراين، هنگامى كه نداى آسمانى را در ماه رمضان شنيديد، در آن ترديد نكنيد چرا كه نداى فرشته ى امين است و علامت آن اين است كه بنام قائم ـ عليه السلام ـ و پدر گرانقدرش ندا مى دهد، ندايى كه دوشيزگان در سراپرده ى خويش آن را مى شنوند و پدران و برادران خويش را براى حركت از خانه و پيوستن به امام مهدى ـ عليه السلامـ تشويق مى نمايند.و امّا ندايى كه در ماه محرّم به گوش مى رسد و آن ماهى است كه حضرت بقيه اللّه ـ ارواحنا فداه ـ از مكّه خروج مى كنند و روز اوّل قيام آن حضرت است كه جبرئيل بر صخره اى از بيت المقدس فرود مى آيد (در آن هنگام كه سفيانى مشغول بدترين جنايات خود در ملأ عام است) و ندا مى دهد:

يا عباد اللّه! اسمعوا ما أقول انّ هذا مهدي آل محمّد خارج من أرض مكّه فأجيبوه([27]).
اى بندگان خدا! آنچه مى گويم بشنويد اين مهدى آل محمّد است كه از مكّه ظهور كرده او را پاسخ گوييد و فرمانش را اطاعت كنيد.

وقوع جنگ هاى بزرگ

انبوهى از احاديث با صراحت از نابودى مردم در اثر گرسنگى و قحطى و بيمارى و قتل و كشتار خبر مى دهند. آيا اين به معناى جنگ جهانى است كه ميليونها انسان را در هم مى كوبد و يا چيز ديگرى است. آنچه از روايات استفاده مى شود اينكه جنگهاى ويرانگرى واقع خواهد شد.
از اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ آورده اند كه فرمود:
لا يخرج المهدي حتّى يقتل ثلث ويموت ثلث ويبقى ثلث([28]).
و نيز از آن حضرت آورده اند كه فرمود:
بين يدي المهدي موت أحمر وموت أبيض . . . فأمّا الموت الأحمر: فالسيف وأمّا الموت الأبيض: فالطاعون([29]).
قبل از ظهور مهدى مرگ سرخ و سفيد خواهد بود . . . مرگ سرخ جنگ و خونريزى است و مرگ سفيد طاعون است.
بنابراين بسيارى در اثر جنگ و خونريزى از بين مى روند.

حوادث طبيعى

پيرامون رخدادهاى طبيعى كه پيش از ظهور امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ روى مى دهد، روايات بسيارى در دست است كه به برخى از آنها اشاره مى كنيم:

تهاجم ملخها:
بين يدي المهدي موت أحمر وموت أبيض وجراد في حينه وجراد في غير حينه أحمر كالدم . . .([30]).
پيش از ظهور مهدى مرگ سرخ و سفيد و حمله ملخها در هنگام و نابهنگام كه چون خون قرمزند خواهد بود.

طاعون:
فأمّا الموت الأحمر فالسيف وأمّا الموت الأبيض فالطاعون([31]).
مرگ سرخ كشته شدن به شمشير و مرگ سفيد طاعون است.

زلزله:
در حديثى آمده است كه سال ظهور سال پيدايش زلزله ها و سرماى شديد است.
عن أميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ قال: رجفه تكون بالشام يهلك فيها أكثر من مائه ألف، يجعلها اللّه رحمه للمؤمنين وعذاباً على الكافرين([32]).
از امير مؤمنان ـ عليه السلام ـ نقل شده است: زمين لرزه اى در شام رخ خواهد داد كه بيش از صد هزار نفر كشته مى شوند و آن را خداوند رحمت براى مؤمنان و عذاب براى كافران قرار داده است.

مسجد شدن قبرستانها:
يكى ديگر از نشانه هايى كه براى ظهور امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ به صورت كلى مطرح شده است، تبديل گورستانها به مسجد است در اين باره به حديثى از رسول خدا ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ توجه نماييد:
در حديث معراج آمده است:
يا محمّد از جمله عطاهايى كه بر تو مرحمت فرموديم آن كه آشكار خواهم كرد از نسل تو يازده امام كه همه ايشان از نسل دختر تو فاطمه اند و آخرين ايشان مرديست كه عيسى بن مريم در عقب سر او نماز خواهد خواند و پر مى كند زمين را از عدل و داد بعد از آنكه از ظلم و جور لبريز شود.
آنگاه رسول خدا ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ به درگاه الهى عرضه داشت:
در چه زمانى خواهد بود.
جواب فرمود:
يا محمّد هنگامى كه علم از بين رود و ظاهر شود جهل و كشتار بسيار گردد و كم شوند علماء و فقهاء حقيقى و بسيار شوند شاعران و امّت تو گورستانها را مسجد سازند([33]).

سيلاب رود فرات:
يكى از نزديك ترين نشانه هاى ظهور مهدى آل محمد ـ عليهم السلام ـ جارى شدن سيلاب فرات در شهر كوفه است.
عن أبي عبداللّه ـ عليه السلام ـ : سنه الفتح ينشق الفرات حتّى يدخل ازقه الكوفه([34]).
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمودند: در سال ظهور آب فرات طغيان كرده به گونه اى كه وارد كوچه هاى تنگ كوفه مى شود.
قال ابن عباس: يا أميرالمؤمنين ما اقترب الحوادث الدالّه على ظهوره؟ فدمعت عيناه وقال: إذا فتق بثق في الفرات فبلغ ازقه الكوفه فليتهيأ شيعتنا للقاء القائم([35]).
ابن عباس مى گويد: به امير مؤمنان ـ عليه السلام ـ عرض كردم: نزديك ترين حادثه كه حكايت از ظهور خواهد داشت چيست؟ پس آنگاه چشمانش اشك آلود شد و فرمود: هرگاه شكافى بر كنار رود فرات ايجاد شود و به كوچه هاى كوفه رسد، آنگاه شيعيان ما آماده ملاقات قائم باشند.

نزول بارانهاى پياپى:
هر انسان با ايمانى در اين واقعيّت، ذرّه اى ترديد به خود راه نمى دهد كه قطرات باران به اراده و خواست و طبق قانون خدا بر زمين فرو مى بارد و اين فرمان فرماى هستى است كه قوانين طبيعى را چنين تدوين نموده است:
(وهو الذي أرسل الرّياح بشراً بين يدي رحمته وأنزلنا من السماء ماءً طهورا)([36]).
او كسى است كه بادها را بشارت دهندگان از رحمت خويش مى فرستد و ما از آسمان آب پاك نازل مى كنيم.
لكن اين قوانين در واكنش به كردارهاى ناهنجار چهره اى ديگر به خود گرفته و به فرمان خداوند در صدد تنبيه برمىآيند. از آن جمله تغيير در نطام بارش و وزش هاست. كه در آخرالزمان دستخوش تحولاتى مىشوند. كه در روايات بدان اشاره شده است؛ ما نيز برخى از آنها اشاره مىكنيم:
يكى از نشانه هاى ساعه (ظهور امام زمان ارواحنا فداه) آن است كه باران گرم مىبارد([37])
بيايد بر مردم زمانى كه آسمان ببارد و زمين نرويد([38])
برپا نشودساعه (ظهور) تا ببارد بر مردم باراني كه خانه هاى گلى باقى نماند و گل خانه هاى موئين شسته شود ـ چادرهاى صحرائيان ـ ([39])

البته تذكر اين نكته ضرورى است كه منظور از ساعه زمان ظهور امام زمان ارواحنا فداه است كه در روايات بدان تصريح شده است.

پيدايش مدعيان پيامبرى و امامت
اعتقاد به نبوت و امامت در جامعه ى مسلمين هميشه به عنوان يك عقيده ى راسخ از زمان پيامبر و امامان نور ـ عليهم السلام ـ مطرح بوده است و آنقدر معروف و مشهور بوده كه كسى از مسلمانان هيچ گاه جرأت انكار آن را نداشته است به خاطر استوارى اين واقعيت عقيدتى و دينى در جامعه ى اسلامى بود كه در تاريخ اسلام، از يك سو با شخصيتهايى روبرو مى شويم كه طرفداران افراطى آنان براى پيشرفت دنيوى و سياست خويش، آنان را به عنوان مهدى نجات بخش يا پيغمبر خدا مطرح ساخته اند و از دگر سوى با عناصرى آشنا مى شويم كه بر اثر انگيزه هاى جاه طلبانه و خيال قدرت و شهرت، به دروغ ادّعاى مهدويّت و نبوّت نموده اند شمار اين افراد با توجه به آمارها به بيش از 50 نفر رسيده است كه بيشتر آنها ادّعاى مهدويّت داشته اند و گفته اند مائيم همان مهدى موعود كه قرآن نويد آمدنش را مى دهد و چون اكثر آنان ادّعاى مهدويّت و امامت داشته اند ما در اين زمينه سخن مى گوئيم كسانى كه در تاريخ بدين عنوان شهرت يافته اند به اعتبارى بر سه گروه قابل تقسيم اند.

1 ـ كسانى كه ديگران بر اساس انگيزه هاى خاص آنان را مهدى نجات بخش خواندند مانند محمّد حنفيّه فرزند امير مؤمنان ـ عليه السلام ـ و زيد فرزند امام سجّاد ـ عليه السلام ـ و محمّد بن عبداللّه محض فرزند امام سجاد ـ عليه السلام ـ .
2 ـ كسانى كه با انگيزه هاى جاه طلبى و قدرت خواهى چنين ادّعايى نموده اند و اين گروه بسيارند از جمله ى آنها، مهدى عبّاسى فرزند منصور دوانيقى است.
3 ـ كسانى كه طبق نقشه ى استعمار و به اشاره ى بيدادگران، به چنين ترفندى دست يازيدند و بى شرمانه خود را مهدى نجات بخش معرفى كردند از جمله ى آنها بنيانگذار بهائيّت، على محمّد باب را مى توان نام برد.

تفاوتهاى علايم ظهور و شرايط ظهور امام زمان (عج)

شرايط ظهور با علايم ظهور داراى تفاوتهايى است كه عبارتند از: وابستگى ظهور به شرايط، يك نوع وابستگى واقعى است، ولى وابستگى به نشانه ها و علايم از جهت كشف و اعلام است، نه به عنوان يك امر واقعى و ارتباط حقيقى.
علايم ظهور عبارتند از چندين رويداد و حادثه است كه گاهى نيز به ظهور پراكنده پديد آمده و تنها ارتباط واقعى در بين آنهاو ظهور تحقق همه آنها پيش از ظهور مى باشد، اما شرايط ظهور به اعتبار برنامه ريزى طولانى الهى با ظهور ارتباط واقعى داشته و سبب پيدايش آن مى باشند.
نشانه ها لزومى ندارد حتماً در يك زمان با يكديگر واقع شوند  بلكه يك نشانه در يك زمان پديد مى آيد و پايان مى پذيرد. البته گاهى هم به طور تصادفى در يك زمان چندين نشانه با هم پديد مى آيند  اما شرايط بايد با يكديگر مرتبط باشند و در آخر كار موجب ظهور شوند و بتدريج ايجاد شده و آنچه وجود مى يابد استمرار داشته و از بين نرود.
تمامى علامات پيش از ظهور پديد آمده و از بين مى رود ليكن شرايط به طور كامل به وجود نمى آيد، مگر نزديك ظهور و يا هنگام وقوع آن و ممكن نيست كه از بين بروند، علايم ظهور را مى توان شناسايى كرد و مى توانيم بفهميم كدام يك از آنها موجود شده و كداميك هنوز موجود نگشته است اما به شرايط نمى توان كاملا و در يك زمان پيش از ظهور دست يافت ويا آنهارا حاصل كرد  زيرا برخى از آن شرايط وجود تعداد كافى از افراد آزموده و با اخلاص در سطح جهان بوده و بررسى درست و شناسايى آن براى اشخاص عادى امكان پذير نيست.

پی نوشتها

——————————————————————————–
1]. بداء به معناى آن است كه خداوند تدبيرى بر خلاف تدبير ظاهرى ديگرى را به جريان آورد كه البته اين بحث از مباحث پيچيده كلامى است كه مى بايست به كتب معتبر و استادان فرزانه اين رشته مراجعه كرد.
[2]. بحارالانوار،ج 52 ، ص 250.
[3]. غيبت نعمانى، ص 161.
[4]. كمال الدين، ج 2، ص 651 .
[5]. غيبت نعمانى ، ص 302.
[6]. غيبت نعمانى ،ص 253.
[7]. غيبت نعمانى، ص 164.
[8]. الزام الناصب ، ج 2 ص 197.
[9]. الزام الناصب، ج 2، ص 180.
[10]. بعيد به ذهن نمى رسيد كه اين تعبير كنايه از بزرگان حكومتى بوده كه در سايه دين بر مردم در آن دوران حكومت مى كنند چنانچه بنى عباس نيز چنين بودند.
[11]. بحارالانوار، ج 52، ص 186.
[12]. معجم ملاحم و فتن، ج 3، ص 25 و 26.
[13]. الزام الناصب، ج 2، ص 180 (با اندكى تصرّف).
[14]. بحارالانوار، ج 52، ص 388.
[15]. ملاحم ابن طاوس، ص 77 عقد الدرر، ص 128، باب 5.
[16]. ارشاد شيخ مفيد، ص 339 بحارالانوار، ج 52، ص 210.
[17]. الزام الناصب، ص 67.
[18]. بحارالانوار: 52 / 237.
[19]. دلائل الامامه: 235.
[20]. غيبت نعمانى: 271.
[21]. كمال الدين: 655 بحارالانوار: 52 / 207 منتخب الانوار: 178 العدد القويه: 66.
[22]. كافي ،ج1 ص338
[23]. بحارالانوار: 52 / 307.
[24]. بحارالانوار، ج 52، ص 203 كمال الدين، ج 2، ص 649.
[25]. غيبت طوسى، ص 439 بحار الانوار ، ج 52، ص 289.
[26]. غيبت نعماني ،ص 254
[27]. غيبت نعمانى، ص 254، باب 14، روايت 13 عقد الدرر، ص 105 بحارالانوار، ج 52، ص 230.
[28]. عقد الدرر، ص 65 ؛ غيبت طوسي ، ص 267.
[29]. غيبت طوسى ، ص 438.
[30]. عقد الدرر، ص 65.
[31]. غيبت طوسى، ص 438.
[32]. غيبت نعمانى، ص305.
[33]. كفايه الموحدين ، ج 3 ، ص 847.
[34]. اثبات الهداه، ج 3، ص 733.
[35]. معجم ملاحم و فتن، ج 3، ص 170 صراط مستقيم، ج 2 ص 258.
[36]. سوره ي فرقان، 48.
[37]. كنز العمال، 14 ، ص 224 و 241
[38]. كنز العمال ، 14 ، ص 243
[39]. بحار الانوار ، 52، 212، غيبت طوسى ، 269 و كشف الغمه، 2، 460

پیگیری هشترود نیوز Twitter , Facebook. آگاه سازی از بروز رسانی با  RSS 

نوشته شده توسط مدیریت سایت در سه شنبه, 27 خرداد 1393 ساعت 10:32 ق.ظ

دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.